هرمان هس با گرترود i> همچنان به دنبال کشف مادام العمر از عناصر غیرقابل انعطاف انسانی است. در این خاطرات تخیلی، آهنگساز مشهور کوهن، روابط مبهم خود را با دو هنرمند بازگو می کند - دوست Heinrich Muoth، خواننده اپرا، متفکر و خودسرانه و گرترود Imthor، آرام و مطمئن. کوهن پس از اولین جلسه اش به گرتود کشیده می شود، اما گرترود به عشق هاینریش افتخار می کند، به او معرفی می کند که کوهن آنها را برای رهبری در اپرا جدید خود می بیند. گرترود و هانریچ ناامیدکننده همبستگی ناشی از ازدواج فاجعه آمیز است که هر دو آنها را خراب می کند. با این حال، این امر تراژدی نیز الهام بخش اپرای کوهن، مهمترین موفقیت زندگی هنری اوست.
خرید کتاب گرترود
جستجوی کتاب گرترود در گودریدز
معرفی کتاب گرترود از نگاه کاربران
جوان ها غم ها و شادی های زیادی دارند چون فقط به خودشان فکر می کنند؛ از این رو همه آمال و آرزوهای شان مهم می نماید و غم و شادی را به طور عمیقش حس می کنند...
... آدمی وقتی دارای خانواده شد کمتر به خودش و آرزوهایش می اندیشد، عده ای هم خودخواهی های خود را در موقعیت های مسئولیت آفرینی چون سیاست، علم و یا هنر کنار می گذارند. نوجوان با کار و زندگی بازی می کند ولی انسان پخته و مجرب کار و زندگی را جدی تلقی می کند. مثلا انسان فقط برای بچه دار شدن ازدواج نمی کند، اما وقتی بچه دار شد، مسائل عوض می شود و سر انجام به نتیجه می رسد که همه چیز به خاطر بچه ها انجام می پذیرد. به همین دلیل جوانان علاقه مند هستند در باره مرگ حرف بزنند، اما واقعا در باره آن فکر نمی کنند. در مورد افراد مسن وضع کاملا عکس است. برای جوانان زندگی به نظر طولانی می آید از این رو فرصت تمرکز به روی آمال و آرزوهایشان را دارند. افراد مسن هم از مرگ که نزدیک می شود آگاهند و هم از این که آن چه را که انجام می دهند، در نهایت برایشان ارزشمند نیست. این جاست که آدمی به ایمان و مسائلی از این قبیل روی می آورد که از تداوم برخوردار شود؛ آخر نمی شود که در خلاء زندگی کرد...!
مشاهده لینک اصلی
Intohimo همیشه یک رمز و راز و jää selittämättömäksi، و، متاسفانه، به طوری که زندگی می کند کودکان زیبا ترین حفاظت کنیم و که یکی از افراد فوق العاده ترین اغلب مجبور به دوست دقیقا در آن، قرار دادن آنها را از بین می برد. @
مشاهده لینک اصلی
روایت آرام گام می بیند که تفسیر راویان اطراف او را درک می کند. خلاصه، اما، در سنت Bildungsroman، کتاب اجازه می دهد تا ما را به مشاهده سفر عاطفی و توسعه راوی جوان است.
مشاهده لینک اصلی
قوی تر از من برای یکی از کارهای اولیه Hesses پیش بینی شده بود. ارزش زمان خود را
مشاهده لینک اصلی
این یکی از کتاب های مورد علاقه من است.
مشاهده لینک اصلی
بسیار جالب است که هرمان هسه را به طور گسترده بخواند و رشد او را به عنوان یک اندیشمند و نویسنده ببیند. گرترود بسیاری از ایده های مرکزی هسین را در قالب های اولیه و به طور کامل توسعه داده است. تقریبا مثل دیدن ذهن جوان در کار، به عنوان کارهای او پیشرفت فلسفه های خود را تبدیل به بیشتر crystallized و نوشتن خود را فریبنده تر است. گرترود مانند یک پیش نویس خشن از بسیاری از ایده های اصلی کارهای هسن است. در حالی که جالب است و لحظات خود را دارد، کتاب اینطور نیست که روح مانند برخی از کتابهای دیگرش را ترساند. این 2 مورد از 5 برای هس، اما در مقایسه با کتاب متوسط خود را در مورد یک داستان اصلی 3.5.The اصلی شخصیت های فلسفی، ناامن است که هنر بسیار حرفه ای خود را بسیار جدی گرفته است. در این زمینه، شاهد ظهور حسن هنرمند هنرمند به عنوان قله ای از تلاش انسان است. روح مضطرب، حساس و مضطرب کوهن، صدای قطعه است. او از طریق یک سری از ناامیدی در زندگی، از ناامیدی با پدر و مادرش، چند نفر از دوستان شخصی، و البته، موقعیت های عاشقانه ناسازگار می رود. یکی از سوالات اصلی که در این رمان مورد بررسی قرار گرفت، مسئله سرنوشت در مقابل ایجاد مسیر شماست. یا بودن در رحمت احساسات و واکنش خلاقانه به آنها. اساسا یک تعادل بین آنچه باید پذیرفته شود، و چه چیزی می تواند در پاسخ به پذیرش انجام دهد. شما می بینید که فاجعه ای که از چند کیلومتر دورتر می شود، زمانی که زن زیبای رویاهای خود با بهترین دوست خود خودخواه دوستانه روبرو می شود و کوهن باید کشف کند که چگونه با ناامیدی های عشق برخورد می کند. او با بالا بردن هنر ایجاد و جشن الوهیت در این رابطه پاسخ می دهد، و نیز جشن و شادی و درد و رنج عشق است. او می خواهد آنها را به عنوان یک مرکز متحد، به رسمیت بشناسد. برای خواننده، این رمان موجب می شود که سوال بپرسیم که چه اتفاقی می افتد که ما در مقابل آنچه ما نمی توانیم کنترل کنیم. آیا ما به اراده ما زندانی می شویم یا می توانیم به نحوی از اراده ما برای ایجاد لحظات زیبایی استفاده کنیم؟ آیا می توانیم با دست هنرمندانه خلقت با دست کور سرنوشت مبارزه کنیم؟ چیزهایی فراتر از کنترل ما وجود دارد، اما وضعیت داخلی ما در دست ماست. ما می توانیم حوادث جهان را مورد ارزیابی قرار دهیم، که آیا آنها لذت و یا غم و اندوه را به ارمغان می آورند، چرا که هر کدام قدرت را در درون ما ایجاد می کنند. گرترود خواندن خوب است، اما ضروری نیست. این کتاب فهرست من از کتابهای هسن کم است، اما در مقایسه با رمانها به طور کلی، عقل و تمجید هنری را به درجه ای بالاتر ارائه می دهد. نقل قول: â € œ اگر آنچه در یک شخص مهم است، پذیرفتن اجتناب ناپذیرانه به صورت آگاهانه، به مزه کردن خوب و بد برای کامل و ایجاد خود را یک سرنوشت فردی، غیر منتظره، و درونی در کنار یک خارجی سرنوشت، پس زندگی من نه خالی است و نه بی ارزش. حتی اگر، همانطور که توسط خدایان تعیین شده است، سرنوشت بی سر و صدا بر سر وجود خارجی من تحمیل شده است، همانطور که با همه، زندگی درونی من از ساختن خود من است. من سزاوار شیرینی و تلخی آن هستم و مسئولیت کامل آن را می پذیرم. »(1)« برای من روشن شد که هرگز به عنوان یک چیز مطلوب و مهم در زندگی ام به عنوان بازگشت چنین ساعت هایی از وضوح و خلاقیت (7) â € œ این روز غم انگیز ترین جوان جوان من احمق بود (9) â € œI نمی خواهم از دست رفته است که سوار toboggan و اثرات آن بر زندگی من. (15) â € œI نه طولانی تر تمایز بین لذت و درد را ایجاد کرد، اما یکی از شبیه به دیگر بود؛ هر دو صدمه دیده و هر دو با ارزش بودند. آیا احساس درد و شادی کردم، قدرت کشف شده من به طور مسالمت آمیز بیرون نگاه کرد و می دانست که نور و تاریکی از نزدیک در ارتباط بوده اند و غم و اندوه و صلح ریتم، بخشی و روح یک موسیقی عالی است. می توانم جهان را در کمال خود احساس کنم در داخل من (30) â € œ به نظر می رسید که من باید قادر به نگاهی به یک قطعه کار و بلافاصله ببینی که آیا آن را به عنوان یک بازی و سرگرمی انجام شد، و یا از ضرورت و قلب ساخته شده است. € (34) â € œ [I:] زندگی را درک نمی کنم، دلم برای عشق، اما از آن ترس بود. (79) â € œI توسط احساس شگفت انگیزی از شادی غرق شد، زیرا من ناگهان می دانستم که عشق چه بود . این یک احساس جدید نیست، بلکه یک روشنفکر و تأیید پیشگویی های قدیمی است، بازگشت به یک کشور بومی است. \"(85)\" افراد دیگر همیشه به نظر من برای من بسیار مضرند. جوانان دشوارترین زمان زندگی است. (93) \"من فکر کردم که من شناختم که عشق چیست.\" اکنون متفاوت بود؛ در حال حاضر دیگر روشنایی، آرامش و لذت نیست، اما طوفان و شعله. قلب من در حال حاضر سرگردان شد، ضرب و شتم سریع تر و نمی خواست چیزی بیشتر در مورد زندگی را می دانستند. \"(95)\" زندگی تنها در سطح زندگی نمی کند. \"(97) â € œIntoxicated با عشق و موسیقی. (97) â € œ یوتیوب به پایان می رسد زمانی که خودخواهی می میرد؛ بلوغ زمانی شروع می شود که برای دیگران زنده بماند. جوانان پر جنب و جوش بهترین افراد سالخورده می شوند، نه افرادی که تظاهر به داشتن دانش آموزان به عنوان پدربزرگ ها در حالی که هنوز در مدرسه هستند. »(119) از تضاد است که پشت همه دانش است. اگر یک مرد بیش از حد فکر نکنید، او صبح صعود می کند و اگر چیزی را برای او تحمیل نکند، او مشتاقانه و امیدوارانه در طول روز برای لحظه ای جستجو می کند. ..
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گرترود
خرید کتاب گرترود
جستجوی کتاب گرترود در گودریدز
... آدمی وقتی دارای خانواده شد کمتر به خودش و آرزوهایش می اندیشد، عده ای هم خودخواهی های خود را در موقعیت های مسئولیت آفرینی چون سیاست، علم و یا هنر کنار می گذارند. نوجوان با کار و زندگی بازی می کند ولی انسان پخته و مجرب کار و زندگی را جدی تلقی می کند. مثلا انسان فقط برای بچه دار شدن ازدواج نمی کند، اما وقتی بچه دار شد، مسائل عوض می شود و سر انجام به نتیجه می رسد که همه چیز به خاطر بچه ها انجام می پذیرد. به همین دلیل جوانان علاقه مند هستند در باره مرگ حرف بزنند، اما واقعا در باره آن فکر نمی کنند. در مورد افراد مسن وضع کاملا عکس است. برای جوانان زندگی به نظر طولانی می آید از این رو فرصت تمرکز به روی آمال و آرزوهایشان را دارند. افراد مسن هم از مرگ که نزدیک می شود آگاهند و هم از این که آن چه را که انجام می دهند، در نهایت برایشان ارزشمند نیست. این جاست که آدمی به ایمان و مسائلی از این قبیل روی می آورد که از تداوم برخوردار شود؛ آخر نمی شود که در خلاء زندگی کرد...!
مشاهده لینک اصلی
Intohimo همیشه یک رمز و راز و jää selittämättömäksi، و، متاسفانه، به طوری که زندگی می کند کودکان زیبا ترین حفاظت کنیم و که یکی از افراد فوق العاده ترین اغلب مجبور به دوست دقیقا در آن، قرار دادن آنها را از بین می برد. @
مشاهده لینک اصلی
روایت آرام گام می بیند که تفسیر راویان اطراف او را درک می کند. خلاصه، اما، در سنت Bildungsroman، کتاب اجازه می دهد تا ما را به مشاهده سفر عاطفی و توسعه راوی جوان است.
مشاهده لینک اصلی
قوی تر از من برای یکی از کارهای اولیه Hesses پیش بینی شده بود. ارزش زمان خود را
مشاهده لینک اصلی
این یکی از کتاب های مورد علاقه من است.
مشاهده لینک اصلی
بسیار جالب است که هرمان هسه را به طور گسترده بخواند و رشد او را به عنوان یک اندیشمند و نویسنده ببیند. گرترود بسیاری از ایده های مرکزی هسین را در قالب های اولیه و به طور کامل توسعه داده است. تقریبا مثل دیدن ذهن جوان در کار، به عنوان کارهای او پیشرفت فلسفه های خود را تبدیل به بیشتر crystallized و نوشتن خود را فریبنده تر است. گرترود مانند یک پیش نویس خشن از بسیاری از ایده های اصلی کارهای هسن است. در حالی که جالب است و لحظات خود را دارد، کتاب اینطور نیست که روح مانند برخی از کتابهای دیگرش را ترساند. این 2 مورد از 5 برای هس، اما در مقایسه با کتاب متوسط خود را در مورد یک داستان اصلی 3.5.The اصلی شخصیت های فلسفی، ناامن است که هنر بسیار حرفه ای خود را بسیار جدی گرفته است. در این زمینه، شاهد ظهور حسن هنرمند هنرمند به عنوان قله ای از تلاش انسان است. روح مضطرب، حساس و مضطرب کوهن، صدای قطعه است. او از طریق یک سری از ناامیدی در زندگی، از ناامیدی با پدر و مادرش، چند نفر از دوستان شخصی، و البته، موقعیت های عاشقانه ناسازگار می رود. یکی از سوالات اصلی که در این رمان مورد بررسی قرار گرفت، مسئله سرنوشت در مقابل ایجاد مسیر شماست. یا بودن در رحمت احساسات و واکنش خلاقانه به آنها. اساسا یک تعادل بین آنچه باید پذیرفته شود، و چه چیزی می تواند در پاسخ به پذیرش انجام دهد. شما می بینید که فاجعه ای که از چند کیلومتر دورتر می شود، زمانی که زن زیبای رویاهای خود با بهترین دوست خود خودخواه دوستانه روبرو می شود و کوهن باید کشف کند که چگونه با ناامیدی های عشق برخورد می کند. او با بالا بردن هنر ایجاد و جشن الوهیت در این رابطه پاسخ می دهد، و نیز جشن و شادی و درد و رنج عشق است. او می خواهد آنها را به عنوان یک مرکز متحد، به رسمیت بشناسد. برای خواننده، این رمان موجب می شود که سوال بپرسیم که چه اتفاقی می افتد که ما در مقابل آنچه ما نمی توانیم کنترل کنیم. آیا ما به اراده ما زندانی می شویم یا می توانیم به نحوی از اراده ما برای ایجاد لحظات زیبایی استفاده کنیم؟ آیا می توانیم با دست هنرمندانه خلقت با دست کور سرنوشت مبارزه کنیم؟ چیزهایی فراتر از کنترل ما وجود دارد، اما وضعیت داخلی ما در دست ماست. ما می توانیم حوادث جهان را مورد ارزیابی قرار دهیم، که آیا آنها لذت و یا غم و اندوه را به ارمغان می آورند، چرا که هر کدام قدرت را در درون ما ایجاد می کنند. گرترود خواندن خوب است، اما ضروری نیست. این کتاب فهرست من از کتابهای هسن کم است، اما در مقایسه با رمانها به طور کلی، عقل و تمجید هنری را به درجه ای بالاتر ارائه می دهد. نقل قول: â € œ اگر آنچه در یک شخص مهم است، پذیرفتن اجتناب ناپذیرانه به صورت آگاهانه، به مزه کردن خوب و بد برای کامل و ایجاد خود را یک سرنوشت فردی، غیر منتظره، و درونی در کنار یک خارجی سرنوشت، پس زندگی من نه خالی است و نه بی ارزش. حتی اگر، همانطور که توسط خدایان تعیین شده است، سرنوشت بی سر و صدا بر سر وجود خارجی من تحمیل شده است، همانطور که با همه، زندگی درونی من از ساختن خود من است. من سزاوار شیرینی و تلخی آن هستم و مسئولیت کامل آن را می پذیرم. »(1)« برای من روشن شد که هرگز به عنوان یک چیز مطلوب و مهم در زندگی ام به عنوان بازگشت چنین ساعت هایی از وضوح و خلاقیت (7) â € œ این روز غم انگیز ترین جوان جوان من احمق بود (9) â € œI نمی خواهم از دست رفته است که سوار toboggan و اثرات آن بر زندگی من. (15) â € œI نه طولانی تر تمایز بین لذت و درد را ایجاد کرد، اما یکی از شبیه به دیگر بود؛ هر دو صدمه دیده و هر دو با ارزش بودند. آیا احساس درد و شادی کردم، قدرت کشف شده من به طور مسالمت آمیز بیرون نگاه کرد و می دانست که نور و تاریکی از نزدیک در ارتباط بوده اند و غم و اندوه و صلح ریتم، بخشی و روح یک موسیقی عالی است. می توانم جهان را در کمال خود احساس کنم در داخل من (30) â € œ به نظر می رسید که من باید قادر به نگاهی به یک قطعه کار و بلافاصله ببینی که آیا آن را به عنوان یک بازی و سرگرمی انجام شد، و یا از ضرورت و قلب ساخته شده است. € (34) â € œ [I:] زندگی را درک نمی کنم، دلم برای عشق، اما از آن ترس بود. (79) â € œI توسط احساس شگفت انگیزی از شادی غرق شد، زیرا من ناگهان می دانستم که عشق چه بود . این یک احساس جدید نیست، بلکه یک روشنفکر و تأیید پیشگویی های قدیمی است، بازگشت به یک کشور بومی است. \"(85)\" افراد دیگر همیشه به نظر من برای من بسیار مضرند. جوانان دشوارترین زمان زندگی است. (93) \"من فکر کردم که من شناختم که عشق چیست.\" اکنون متفاوت بود؛ در حال حاضر دیگر روشنایی، آرامش و لذت نیست، اما طوفان و شعله. قلب من در حال حاضر سرگردان شد، ضرب و شتم سریع تر و نمی خواست چیزی بیشتر در مورد زندگی را می دانستند. \"(95)\" زندگی تنها در سطح زندگی نمی کند. \"(97) â € œIntoxicated با عشق و موسیقی. (97) â € œ یوتیوب به پایان می رسد زمانی که خودخواهی می میرد؛ بلوغ زمانی شروع می شود که برای دیگران زنده بماند. جوانان پر جنب و جوش بهترین افراد سالخورده می شوند، نه افرادی که تظاهر به داشتن دانش آموزان به عنوان پدربزرگ ها در حالی که هنوز در مدرسه هستند. »(119) از تضاد است که پشت همه دانش است. اگر یک مرد بیش از حد فکر نکنید، او صبح صعود می کند و اگر چیزی را برای او تحمیل نکند، او مشتاقانه و امیدوارانه در طول روز برای لحظه ای جستجو می کند. ..
مشاهده لینک اصلی