نقاش نابغهای که زندگیاش کشمکشی بیوقفه علیه فقر، سرخوردگی، جنون و نومیدی بود
در این کتاب ون گوگ نقاش نه تنها به عنوان یک هنرمند مطرح میشود بلکه به عنوان شخصیتی که زندگی پرآشوب، پرتکاپو و پرعذابش را در قالب داستانی مملو از شور و احساس و عاطفه ارائه میکند - آنچه نمونهاش را در کمتر زمانی میتوان یافت؛
متن پشت جلد
خرید کتاب شور زندگی
جستجوی کتاب شور زندگی در گودریدز
معرفی کتاب شور زندگی از نگاه کاربران
ون گوگ عاشق پیشه ای دیوانه است که راه خودش را میرود و افکار جامعه و اطرافیانش تاثیری روی او ندارد و رنج غیر قابل تصوری را متحمل میشود ولی از عقاید و نظرات و باورش روی گردان نمیشود.
آیا وقتی چیزی از نظر مردم بی ارزش است واقعا آن چیز بی ارزش است!؟ آيا نظر مردم میتواند ارزش واقعی چیزی را بالا ببرد یا پایین بیاورد ونگوگ ثابت کرد که دربلند مدت اینگونه نیست و با کشیدن بیش از 2100 اثر تاثیر گذارترین نقاش قرن 19 میشود هر چند شهرت او متاسفانه بعد از مرگش نمایان شد.
وقتی کتابی میخوانم پاراگرافهای نابی را برای دوباره نوشتن انتخاب میکنم این کتاب اینقدر عالی است که نمیتوانم همه آن را بنویسم و پاراگراف عالی زیادی دارد هر چند در چند بخش میخواهم بنویسم هم برای خودم بماند و هم برای خوانندگان.
این کتاب را همه کسانی که عاشقانه زندگی میکنند که نمیفهمند نا امیدی یعنی چه که با هزار بار شکست هم نا امید نمیشوند که نظراتشون بر خلاف جامعه و خانواده است و آنهایی که قدرت ذاتی نابغه شدن را دارند یا احساس میکنند که باید متمایز باشند باید بخوانند.خلاصه بگم یک دیوانه باید این کتاب را بخواند و آدم های عاقل از آن دوری کنند!
توی وبلاگم در مورد این کتاب بیشتر نوشتم
http://foad-ansari.ir/
---------------------------------------------------------------------------
منابع:
چیزهایی زیاد رو میشه از این کتاب یاد گرفت ون گوگ عادت خوبی که داشت از هر چیزی تا ته و ریشه ی آن استفاده میکرد یعنی منابعش رو تا ریشه میسوزاند . زمانی که در معدن های وحشتناک بلژیک بود هیچ کارگر و خانه و سنگی نمانده بود که نقاشی نکند یا از روی آن تمرین نکند از عصاره ی قوای بدنی خود تا آخرین پول سیاهی که داشت برای موعظه کردن و دعوت آنها به مسیحیت استفاده کرد شاید اگر عیسی مسیح هم جای او بود به همین قدر تلاش میکرد٫ حتی زمانی که در آسایشگاه روانی هم بود او به همین شکل کار میکرد.
رنج مسیح:
ون گوگ از اینکه او را دیوانه خطاب کنند نمی هراسید حتی خودش را با برادرش مقایسه نمی کرد او مسیر شخصی خودش را میرفت و پیامبر وار زندگی می کرد روح و اراده او غیر قابل تصور بود تمام توان جسمی و روحی و روانی خودش را هم در همین راه از بین برد تا توانست این شاهکارها را خلق کند. همیشه مثل سگی تیپا خورده به اینطرف و اونطرف پرت میشد عشق اولش ازدواج کرد عشق دومش به او جواب رد داد با یک روسپی و فاحشه ازدواج کرد و رودروی همه شهر ایستاد تمام شهری که مسخره اش میکردند عشق بعدیش خودکشی کرد و او نتوانست رنگ آرامش را ببیند و فکر کنم فقط رنج میتواند خروجی زیبایی را خلق کند.
مشاهده لینک اصلی
یکی از با شکوه ترین تعریفهایی که وان گوگ درباره ی تفکراتش به گوگن میگه که در متن کتاب آمده:
@گوگن، مزرعه ای که گندم می رویاند، آبی که در نهر می خروشد، شیره انگور، زندگی بشر، همه اینها یک چیز از نوع همند. در دنیا تنها وحدت وجود دارد، وحدت وزن، وزنی که همه ما به آهنگ آن رقصانیم، مردم، سیبها، رودخانه ها، مزارع کشت شده، ارابه های گندم کش، خانه ها، اسبها، خورشید. گوگن ماده ای که تو را تشکیل داده فردا در خوشه انگوری راه خواهد یافت. چرا که تو و خوشه انگور از یک جنسید. وقتی من دهقانی که زمین خود را می کارد نقاشی میکنم، می خواهم اینطور احساس شود که این دهقان به زمین پیوسته است، مانند خوشه ای که از آن می روید، و آن زمین به دهقان پیوسته است. من می خواهم که مردم تابش خورشید را بر او، بر کشتزار، بر گندم، بر خیش، و اسب احساس کنند. وقتی تو به این توازن کیهانی که دنیا را با خود می کشاند، پی بردی آنوقت به شناختن زندگی آغاز خواهی کرد. تنها این خدا است.@
آثار این نقاش هلندی همیشه برام جذاب بوده / که خواندن این کتاب باعث شد به درک بهتری ازشون برسم
قطعا دوباره این کتاب رو خواهم خواند
فقط نمیدونم چرا انقدر ویرایش بدی داشت نسخه ای که من داشتم ! پر از غلط املایی و تایپی.
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شور زندگی
در این کتاب ون گوگ نقاش نه تنها به عنوان یک هنرمند مطرح میشود بلکه به عنوان شخصیتی که زندگی پرآشوب، پرتکاپو و پرعذابش را در قالب داستانی مملو از شور و احساس و عاطفه ارائه میکند - آنچه نمونهاش را در کمتر زمانی میتوان یافت؛
متن پشت جلد
خرید کتاب شور زندگی
جستجوی کتاب شور زندگی در گودریدز
آیا وقتی چیزی از نظر مردم بی ارزش است واقعا آن چیز بی ارزش است!؟ آيا نظر مردم میتواند ارزش واقعی چیزی را بالا ببرد یا پایین بیاورد ونگوگ ثابت کرد که دربلند مدت اینگونه نیست و با کشیدن بیش از 2100 اثر تاثیر گذارترین نقاش قرن 19 میشود هر چند شهرت او متاسفانه بعد از مرگش نمایان شد.
وقتی کتابی میخوانم پاراگرافهای نابی را برای دوباره نوشتن انتخاب میکنم این کتاب اینقدر عالی است که نمیتوانم همه آن را بنویسم و پاراگراف عالی زیادی دارد هر چند در چند بخش میخواهم بنویسم هم برای خودم بماند و هم برای خوانندگان.
این کتاب را همه کسانی که عاشقانه زندگی میکنند که نمیفهمند نا امیدی یعنی چه که با هزار بار شکست هم نا امید نمیشوند که نظراتشون بر خلاف جامعه و خانواده است و آنهایی که قدرت ذاتی نابغه شدن را دارند یا احساس میکنند که باید متمایز باشند باید بخوانند.خلاصه بگم یک دیوانه باید این کتاب را بخواند و آدم های عاقل از آن دوری کنند!
توی وبلاگم در مورد این کتاب بیشتر نوشتم
http://foad-ansari.ir/
---------------------------------------------------------------------------
منابع:
چیزهایی زیاد رو میشه از این کتاب یاد گرفت ون گوگ عادت خوبی که داشت از هر چیزی تا ته و ریشه ی آن استفاده میکرد یعنی منابعش رو تا ریشه میسوزاند . زمانی که در معدن های وحشتناک بلژیک بود هیچ کارگر و خانه و سنگی نمانده بود که نقاشی نکند یا از روی آن تمرین نکند از عصاره ی قوای بدنی خود تا آخرین پول سیاهی که داشت برای موعظه کردن و دعوت آنها به مسیحیت استفاده کرد شاید اگر عیسی مسیح هم جای او بود به همین قدر تلاش میکرد٫ حتی زمانی که در آسایشگاه روانی هم بود او به همین شکل کار میکرد.
رنج مسیح:
ون گوگ از اینکه او را دیوانه خطاب کنند نمی هراسید حتی خودش را با برادرش مقایسه نمی کرد او مسیر شخصی خودش را میرفت و پیامبر وار زندگی می کرد روح و اراده او غیر قابل تصور بود تمام توان جسمی و روحی و روانی خودش را هم در همین راه از بین برد تا توانست این شاهکارها را خلق کند. همیشه مثل سگی تیپا خورده به اینطرف و اونطرف پرت میشد عشق اولش ازدواج کرد عشق دومش به او جواب رد داد با یک روسپی و فاحشه ازدواج کرد و رودروی همه شهر ایستاد تمام شهری که مسخره اش میکردند عشق بعدیش خودکشی کرد و او نتوانست رنگ آرامش را ببیند و فکر کنم فقط رنج میتواند خروجی زیبایی را خلق کند.
مشاهده لینک اصلی
یکی از با شکوه ترین تعریفهایی که وان گوگ درباره ی تفکراتش به گوگن میگه که در متن کتاب آمده:
@گوگن، مزرعه ای که گندم می رویاند، آبی که در نهر می خروشد، شیره انگور، زندگی بشر، همه اینها یک چیز از نوع همند. در دنیا تنها وحدت وجود دارد، وحدت وزن، وزنی که همه ما به آهنگ آن رقصانیم، مردم، سیبها، رودخانه ها، مزارع کشت شده، ارابه های گندم کش، خانه ها، اسبها، خورشید. گوگن ماده ای که تو را تشکیل داده فردا در خوشه انگوری راه خواهد یافت. چرا که تو و خوشه انگور از یک جنسید. وقتی من دهقانی که زمین خود را می کارد نقاشی میکنم، می خواهم اینطور احساس شود که این دهقان به زمین پیوسته است، مانند خوشه ای که از آن می روید، و آن زمین به دهقان پیوسته است. من می خواهم که مردم تابش خورشید را بر او، بر کشتزار، بر گندم، بر خیش، و اسب احساس کنند. وقتی تو به این توازن کیهانی که دنیا را با خود می کشاند، پی بردی آنوقت به شناختن زندگی آغاز خواهی کرد. تنها این خدا است.@
آثار این نقاش هلندی همیشه برام جذاب بوده / که خواندن این کتاب باعث شد به درک بهتری ازشون برسم
قطعا دوباره این کتاب رو خواهم خواند
فقط نمیدونم چرا انقدر ویرایش بدی داشت نسخه ای که من داشتم ! پر از غلط املایی و تایپی.
مشاهده لینک اصلی