یک طرف زیبایی است و، طرف دیگر، درهمشکستگان و پایمالشدگان. هرقدر هم این کار دشوار باشد من میخواهم به هر دو طرف وفادار بمانم.
آلبر کامو
در یکی از میکدههای آمستردام، مردی از خود و زندگی خود سخن میگوید و سقوط تدریجی خود را، مرحله به مرحله، شرح میدهد. ژانباتیست کلمانس، که روزگاری در پاریس وکیلی مبرز و موفق، و نمونهٔ انسانی درستکار و گشادهدست و پاکباز بودهاست، اینک بر این گذشته نگاهی هولناک میافکند و در پرتو ذهنی هشیار، دروغ و دورویی خود و دیگران را فاش میسازد: در این جهان و در این زمان هیچکس نمیتواند خود را بیگناه بداند. تصویری که کلمانس از خود عرضه میکند ناگهان تصویر خود ما میشود.
این کتاب کوچک آینهٔ تمامنمای روزگار ما و انسان امروز است.
خرید کتاب سقوط
جستجوی کتاب سقوط در گودریدز
معرفی کتاب سقوط از نگاه کاربران
La chute=The Fall, Albert Camus
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: ا. بهروز؛ تهران، قائم مقام، مطبوعاتی خرد، چاپ نخست 1340؛ در 120 ص
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: علی صدوقی؛ تهران، قائم مقام، چاپ دوم 1345؛ در 107 ص
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: شورانگیز فرخ؛ تهران، امیرکبیر، فرانکلین، چاپ دوم 1352؛ در 189 ص؛ تهران، نیلوفر ؛ چاپ چهارم 1377، در 167 ص؛ چاپ نهم 1393؛
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: امیر لاهوتی؛ تهران، جامی، 1388؛ در 144 ص؛ شابک: 9789642575572؛
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: آناهیتا تدین؛ تهران، روزگار، 1392؛ در 120 ص؛ شابک: 9789643741808؛
ادبیات فرانسه
کتاب نخستین بار در سال 1956 منتشر شد
رمانی ست فلسفی که از زبان ژان باتیست کلمانس (=یحیای تعمیددهندهٔ نداکننده) که وکیل بوده، و اینک خود را «قاضی توبهکار» میخواند، به صورت مونولوگ اول شخص روایت میشود. او داستان زندگیاش را برای غریبهای اعتراف میکند. ژان پل سارتر فیلسوف اگزیستانسیالیست این رمان را «زیباترین و فهمناشدهترین» کتاب کامو میخواند. ا.شربیانی
مشاهده لینک اصلی
آلبر کامو در سراسر کتاب از رذائل اخلاقی میگوید؛ از داوری و قضاوت علیه یکدیگر، از فریب و دروغ خود و جامعه سخن میگوید. او این مفاهیم را در قالب شخصیت اصلی داستان و از زبان او در یک تک گویی زیبا به رشته تحریر در میآورد. سقوط چون آیینهای است در مقابل جوامع بشری تا با حقیقت دروغ، فریب، قضاوت و داوری روبرو شوند. و به حقیقت جامعهی بیمار خویش پی ببرند. سقوط کتابیست برای تک تک ما.
مشاهده لینک اصلی
پیروی از پرفروشترین کریستو سیلوکاس Slap، که در آن یک خنده دار استرالیایی خشن که فرزند دوستش را در یک مهمانی می بیند، سبب ایجاد تنش بین فردی بیش از 400 صفحه بسیار برجسته خسته کننده می شود. در پاییز، یک استرالیا متضاد متفاوتی به طور تصادفی (یا به طور عمدی؟) یک کودک را به چمن چسبیده، باعث می شود که او سقوط کند و به لبه او آسیب برساند و باعث خشم در خیابان های کانبرا شود! آیا بچه های ما از فیلیپس های نجیب زاده با آرنج های دندانی محافظت می کنند؟ چرا تنبیه نمی تواند در حضور دهان زیر دست های محافظ آرنج را بپوشاند؟ در این سریال به زودی به یک سریال تلویزیونی نگاه کنید، احتمالا پرفروش ترین فیلم. موسیقی مارک ا. اسمیت و چهارده تقاضای تقدیر. شامل آهنگ هایی مانند: \"Veggie Burger Boogaloo\" و \"Aussie Trip-Whip Redux\" و \"من فاکس Joist پاسخ King\" کارگردان: McG. همچنین: به زودی منتشر می شود، لکه های ناخوشایند که در آن سمفونی نیمه فاشیستی ظاهرا با حقیقت جهانی درباره ی شکنندگی بشری صحبت می کند. به دانشجویان نجیب زاده و گروه های پانک اگزیستانسیستم با نام هایی مانند مشت انسان یا Club The Drown Seabed دعوت می شود.
مشاهده لینک اصلی
\"گاهی اوقات ادامه دادن، فقط ادامه دادن، دستاورد فوق العاده انسان است.\" پاییز یکی از آن کتابهایی است که کمتر از یک رمان است تا کشف نوعی روایت روحانی یا فلسفی یا حقیقت. راوی یک قاضی است که خود منصوب شده است و هیچ جزئیاتی در مورد این واقعیت ندارد که او در واقع خود را به شیوه ای بسیار متجاوزانه دوست دارد. این شیوه ای است که به او اجازه می دهد بدون اینکه به قضاوت بشریت بپردازد، آزاد باشد، در حالی که به طرز وحشیانه ای نیز خود را قضاوت می کند و در عین حال ظاهرا احساس ناخوشایند از قضاوت را دارد. زیرا او مردی است که به یک دولت افتاده است به این معنی است که او دیگر به فحشاء فساد توجه نمی کند و این همان چیزی است که فستیوال به عنوان یک رمان بحث می کند. البته، جزئیات دقیق تر این رمان در نقل قول های کوچک موجود در خود روایت. کدام یک از جنبه های جالبی از این رمان است که در آن قرار دارد. روایت تقریبا جریان جریان آگاهی از چهارم دیوار است، زیرا به نظر می رسد روایتگر تمام افکار خود را در یک جریان متلاطم پر می کند. تنها این واقعیت است که او با جهت گیری به خواننده متوسل می شود که شما را قادر می سازد تا ببینید که در حقیقت، این یک جریان نوشتاری است که به فرد در یک نوع اتهام هدایت شده است. من به این تخریب منجر می شود، مجرم قاضی به نظر می رسد که خواننده را مستقیما متهم می کند، من به سقوط افتادم، زیرا تمام بشریت افتاده است. آه بله، شاید مهم است که آن را به طور منحصر به فرد یادآوری کنیم، این سقوط در شخص دوم نوشته شده است - جنبه ای از نوشتن که به ندرت برای هر نوع داستان استفاده می شود. بیشتر به من اشاره شده است که مفهوم سقوط از یک خاص صحنه ی پل که من تا به حال تا حدودی کمتر اهمیتی نداشتم. این یک صحنه پنهان در تمام طوفان است به عنوان شخصیت اصلی حرکت می کند از دوست داشتنی به کاملا متکبر و بازگشت دوباره. این صحنه یکی است که یک زن از یک پل به رودخانه پرید و قاضی ما مجروح می کند او را از آب نجات ندهد. این به رغم ادعاهای بسیاری که توسط راوی ما در مورد چگونگی قهرمانانه اش می کند، نشان دهنده طبیعت متناقض آن است. علاوه بر این، آنچه که همه ما می تواند باشد را برجسته کنیم: تناقضاتی که یک چیز را می گویند اما دیگری را انجام می دهند - منافقین. به عنوان یک اثر هنری سرگرم کننده، من کار آلبر کامو را در اینجا توصیه نمی کنم. آن تقسیم شده و کثیف است، در همه آسان نیست به خواندن. با این حال، به عنوان یک کار بحث فلسفی و معنوی، من به شدت آن را توصیه می کنم. کامو دارای توانایی فراوانی برای رسیدن به خواننده است و باعث می شود آنها به واقعیت های خود بپردازند و بپرسند چگونه در هر موقعیتی ممکن است که آنها به حالت ناپایداری و سوءاستفاده رفته اند.
مشاهده لینک اصلی
چپ من بیشتر از همیشه فکر می کنم. با وجود اینکه خیلی زیاد است که بدون پاسخ باقی مانده است. این کتاب شما را ناامید می کند، فکر می کند و تلاش می کند منطق را در زیر مسائل مطرح شده توسط نویسنده قرار دهد. اما می تواند برای کار ذهن انسان
مشاهده لینک اصلی
رتبه بندی: 4 * از پنج گزارش کتاب: به عنوان یک طنز طولانی مدت بیش از چند روز گسترش یافته است، ژان باپتیست Clamence بررسی اوج فوق العاده از زندگی خود را به عنوان یک وکیل جنایی محترم، و بسیار کم از زندگی خود را به عنوان یک فریبکار بدون وجدان قابل تشخیص یا قطب اخلاقی. او زندگی خود را به یک غریبه غیرممکن و غریب روایت می کند، یک توریست از فرانسه در Clamences خانه ای از آمستردام را که در نوار بذری به Clamence می آید به خانه می گیرد. در هر نقطه عطف مهم در زندگی Clamences، روایت سطح دیگری از ترس و وحشت خودخواهی را اضافه می کند، و خواننده همدلی همه افراد را با یکدیگر در میان می گذارد ... در قله ها ... از قله های تحسین عمومی و به خوبی -خوشبختی به چاله های جهنم شخصی، که از اعمال انجام شده و خنثی شده است، ما را با انگیزه های جدیدی از بین می برد. با تاسف ما. نظرسنجی من: وقتی پانزده ساله بودم، هفتاد و پانزده سال داشتم *** آی تی. من به عنوان یک درخت تنها برای چاپ آن عصبانی بودم، در هر و هر زبان و کشورها در سرتاسر جهان. من هر یک از هجا را نادیده گرفتم من هرگز تا به حال قول دادم یک کلمه دیگر را با کامو بخوانم. از آن شب زمستان سرد در سال 1976 تا نقطه ای که توسط کتاب دایره مجبور شدم این کتاب را انتخاب کنم، به این وعده ادامه دادم. من اصلا نشستم لا Chute یک داستان اخلاقی جذاب است که توسط یک داستان گرایانه از قدرت بزرگ و کنترل بی عیب و نقص از مطالب او و زبان او گفته شده است. (من به طور قابل اعتماد اطلاع دارم که فرانسوی اصلی عالی است؛ این ترجمه استرلینگ است). من خیلی خوشحالم که اشتباه کردم و اجازه دادم قضاوت نوجوانم بدون هیچ مشکلی صورت بگیرد. من می توانستم از خواندن یک نقطه پایانی در زندگی لذت ببرم. من با کلامینس متهم شده ام که منجر به یک زندگی مبتنی بر توهمات از برتری های خود شده است، اما حق خود را نفی می کند. HA! حکمت زمانی می آید که با قیمت بالا ... زندگی یک بی گناه، تصمیم به سکوت، قدرت زندگی و مرگ بر یک غریبه مجازی، همه چیزهایی است که اتفاق می افتد به بسیاری و حتی بیشتر از ما؛ البته همیشه فورا آشکار نیست، بنابراین ما اجازه می دهیم که آنها بدون توجه به اسلاید باشند. اما چگونه شما می دانید که تماس شما برای شکایت در مورد خدماتی که دریافت کرده اید، منجر به کشته شدن یک شغل شغلی می شود، به افسردگی و پایان دادن به زندگی اش پایان می دهد؟ شما نیستی Clamence می کند. (این اتفاق در کتاب اتفاق نیافتاده است.) این کتاب تنها بهترین کتاب هایی که بهترین نویسندگان را می نویسد می تواند انجام دهد: قطب نما داخلی من را دوباره هدایت می کند. دائمی بخوانش! به زودی!
مشاهده لینک اصلی
@ ماله از شما وقتی که همه شما را به شما تعلیم!Mal از شما، آقای کامو، هنگامی که شما متوقف شد ستایش من. همانطور که من با Clamence خود شناسایی کردم، یک مرد سخاوتمند، صادقانه و مورد تحسین همه (اگر من خود را به خوبی درک نمی کنم، چه کسی آن را خواهد داشت؟)، چشم من با ستاره های بسیاری بود که من باید او را ارائه شده بود. سپس او را به سمت رودخانه افتاد ... از آنجایی که من پیر شده ام، انگیزه ای برای شنا کردن ندارم. آیا انسان بی رحمانه، خودخواه، غلط، ...؟ اما چه چیز مهمی است: سالها پیش در ونیز، مردی را دیدم که در بالای برج نازک میدان سنت مارک قرار داشت. او تنها در بالا بود، در حالی که در زیر پلیس یک دایره، بدون مردم، در اطراف برج باز کرد. هیچ کس هیچ کاری برای جلوگیری از پریدن انجام نداد؛ همه فقط سکوت کردند در صدای اولین غروب ظهر، باز بازوها، او افتاد. در چند ثانیه گذشته، او را پشت سر گذاشتم. هنگامی که بدنش در زمین فرو ریخت، سکوت شکسته شد و فریاد در گلو صدها نفر از مردم پر از مربع را منفجر کرد. در اطراف من دیدم ترسناک و چهره های رنگارنگ پریشان را دیدم. من گریه می کردم، اشک هایم را پاک کرد، و سفرم را ادامه دادم، زندگی ام ... چند تا سرمایه گذاری برای صعود یک برج یا پرتاب کردن به رودخانه، برای نجات یک غریبه. در این ما موافق هستیم، لرد کامو. آنچه که من با آن مخالف هستم این است که نمایشهای دیگران می توانند با گناه یا رذکر شدن - که آنها را تماشا می کنند تبدیل شوند. (اغلب ما نسبت به زخم هایی که ما خودمان با آنهایی که دوست داریم، ما را دوست داریم، بی تفاوت هستند). با این همه، شما باید متوجه شوید که سقوط شما به من افتاده است. این، از لحاظ زمانی خاص، با شکوه Clamence او، من از گوش دادن به او خسته شده و او را به صحبت کردن با خودم ... شاید او را فهمیدم. با توجه به جهل من، با عبارات زیبا من سه ستاره به شما می دهم؛ به فلسفه من صفر می دهم
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سقوط
آلبر کامو
در یکی از میکدههای آمستردام، مردی از خود و زندگی خود سخن میگوید و سقوط تدریجی خود را، مرحله به مرحله، شرح میدهد. ژانباتیست کلمانس، که روزگاری در پاریس وکیلی مبرز و موفق، و نمونهٔ انسانی درستکار و گشادهدست و پاکباز بودهاست، اینک بر این گذشته نگاهی هولناک میافکند و در پرتو ذهنی هشیار، دروغ و دورویی خود و دیگران را فاش میسازد: در این جهان و در این زمان هیچکس نمیتواند خود را بیگناه بداند. تصویری که کلمانس از خود عرضه میکند ناگهان تصویر خود ما میشود.
این کتاب کوچک آینهٔ تمامنمای روزگار ما و انسان امروز است.
خرید کتاب سقوط
جستجوی کتاب سقوط در گودریدز
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: ا. بهروز؛ تهران، قائم مقام، مطبوعاتی خرد، چاپ نخست 1340؛ در 120 ص
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: علی صدوقی؛ تهران، قائم مقام، چاپ دوم 1345؛ در 107 ص
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: شورانگیز فرخ؛ تهران، امیرکبیر، فرانکلین، چاپ دوم 1352؛ در 189 ص؛ تهران، نیلوفر ؛ چاپ چهارم 1377، در 167 ص؛ چاپ نهم 1393؛
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: امیر لاهوتی؛ تهران، جامی، 1388؛ در 144 ص؛ شابک: 9789642575572؛
عنوان: سقوط؛ نوشته آلبر کامو؛ مترجم: آناهیتا تدین؛ تهران، روزگار، 1392؛ در 120 ص؛ شابک: 9789643741808؛
ادبیات فرانسه
کتاب نخستین بار در سال 1956 منتشر شد
رمانی ست فلسفی که از زبان ژان باتیست کلمانس (=یحیای تعمیددهندهٔ نداکننده) که وکیل بوده، و اینک خود را «قاضی توبهکار» میخواند، به صورت مونولوگ اول شخص روایت میشود. او داستان زندگیاش را برای غریبهای اعتراف میکند. ژان پل سارتر فیلسوف اگزیستانسیالیست این رمان را «زیباترین و فهمناشدهترین» کتاب کامو میخواند. ا.شربیانی
مشاهده لینک اصلی
آلبر کامو در سراسر کتاب از رذائل اخلاقی میگوید؛ از داوری و قضاوت علیه یکدیگر، از فریب و دروغ خود و جامعه سخن میگوید. او این مفاهیم را در قالب شخصیت اصلی داستان و از زبان او در یک تک گویی زیبا به رشته تحریر در میآورد. سقوط چون آیینهای است در مقابل جوامع بشری تا با حقیقت دروغ، فریب، قضاوت و داوری روبرو شوند. و به حقیقت جامعهی بیمار خویش پی ببرند. سقوط کتابیست برای تک تک ما.
مشاهده لینک اصلی
پیروی از پرفروشترین کریستو سیلوکاس Slap، که در آن یک خنده دار استرالیایی خشن که فرزند دوستش را در یک مهمانی می بیند، سبب ایجاد تنش بین فردی بیش از 400 صفحه بسیار برجسته خسته کننده می شود. در پاییز، یک استرالیا متضاد متفاوتی به طور تصادفی (یا به طور عمدی؟) یک کودک را به چمن چسبیده، باعث می شود که او سقوط کند و به لبه او آسیب برساند و باعث خشم در خیابان های کانبرا شود! آیا بچه های ما از فیلیپس های نجیب زاده با آرنج های دندانی محافظت می کنند؟ چرا تنبیه نمی تواند در حضور دهان زیر دست های محافظ آرنج را بپوشاند؟ در این سریال به زودی به یک سریال تلویزیونی نگاه کنید، احتمالا پرفروش ترین فیلم. موسیقی مارک ا. اسمیت و چهارده تقاضای تقدیر. شامل آهنگ هایی مانند: \"Veggie Burger Boogaloo\" و \"Aussie Trip-Whip Redux\" و \"من فاکس Joist پاسخ King\" کارگردان: McG. همچنین: به زودی منتشر می شود، لکه های ناخوشایند که در آن سمفونی نیمه فاشیستی ظاهرا با حقیقت جهانی درباره ی شکنندگی بشری صحبت می کند. به دانشجویان نجیب زاده و گروه های پانک اگزیستانسیستم با نام هایی مانند مشت انسان یا Club The Drown Seabed دعوت می شود.
مشاهده لینک اصلی
\"گاهی اوقات ادامه دادن، فقط ادامه دادن، دستاورد فوق العاده انسان است.\" پاییز یکی از آن کتابهایی است که کمتر از یک رمان است تا کشف نوعی روایت روحانی یا فلسفی یا حقیقت. راوی یک قاضی است که خود منصوب شده است و هیچ جزئیاتی در مورد این واقعیت ندارد که او در واقع خود را به شیوه ای بسیار متجاوزانه دوست دارد. این شیوه ای است که به او اجازه می دهد بدون اینکه به قضاوت بشریت بپردازد، آزاد باشد، در حالی که به طرز وحشیانه ای نیز خود را قضاوت می کند و در عین حال ظاهرا احساس ناخوشایند از قضاوت را دارد. زیرا او مردی است که به یک دولت افتاده است به این معنی است که او دیگر به فحشاء فساد توجه نمی کند و این همان چیزی است که فستیوال به عنوان یک رمان بحث می کند. البته، جزئیات دقیق تر این رمان در نقل قول های کوچک موجود در خود روایت. کدام یک از جنبه های جالبی از این رمان است که در آن قرار دارد. روایت تقریبا جریان جریان آگاهی از چهارم دیوار است، زیرا به نظر می رسد روایتگر تمام افکار خود را در یک جریان متلاطم پر می کند. تنها این واقعیت است که او با جهت گیری به خواننده متوسل می شود که شما را قادر می سازد تا ببینید که در حقیقت، این یک جریان نوشتاری است که به فرد در یک نوع اتهام هدایت شده است. من به این تخریب منجر می شود، مجرم قاضی به نظر می رسد که خواننده را مستقیما متهم می کند، من به سقوط افتادم، زیرا تمام بشریت افتاده است. آه بله، شاید مهم است که آن را به طور منحصر به فرد یادآوری کنیم، این سقوط در شخص دوم نوشته شده است - جنبه ای از نوشتن که به ندرت برای هر نوع داستان استفاده می شود. بیشتر به من اشاره شده است که مفهوم سقوط از یک خاص صحنه ی پل که من تا به حال تا حدودی کمتر اهمیتی نداشتم. این یک صحنه پنهان در تمام طوفان است به عنوان شخصیت اصلی حرکت می کند از دوست داشتنی به کاملا متکبر و بازگشت دوباره. این صحنه یکی است که یک زن از یک پل به رودخانه پرید و قاضی ما مجروح می کند او را از آب نجات ندهد. این به رغم ادعاهای بسیاری که توسط راوی ما در مورد چگونگی قهرمانانه اش می کند، نشان دهنده طبیعت متناقض آن است. علاوه بر این، آنچه که همه ما می تواند باشد را برجسته کنیم: تناقضاتی که یک چیز را می گویند اما دیگری را انجام می دهند - منافقین. به عنوان یک اثر هنری سرگرم کننده، من کار آلبر کامو را در اینجا توصیه نمی کنم. آن تقسیم شده و کثیف است، در همه آسان نیست به خواندن. با این حال، به عنوان یک کار بحث فلسفی و معنوی، من به شدت آن را توصیه می کنم. کامو دارای توانایی فراوانی برای رسیدن به خواننده است و باعث می شود آنها به واقعیت های خود بپردازند و بپرسند چگونه در هر موقعیتی ممکن است که آنها به حالت ناپایداری و سوءاستفاده رفته اند.
مشاهده لینک اصلی
چپ من بیشتر از همیشه فکر می کنم. با وجود اینکه خیلی زیاد است که بدون پاسخ باقی مانده است. این کتاب شما را ناامید می کند، فکر می کند و تلاش می کند منطق را در زیر مسائل مطرح شده توسط نویسنده قرار دهد. اما می تواند برای کار ذهن انسان
مشاهده لینک اصلی
رتبه بندی: 4 * از پنج گزارش کتاب: به عنوان یک طنز طولانی مدت بیش از چند روز گسترش یافته است، ژان باپتیست Clamence بررسی اوج فوق العاده از زندگی خود را به عنوان یک وکیل جنایی محترم، و بسیار کم از زندگی خود را به عنوان یک فریبکار بدون وجدان قابل تشخیص یا قطب اخلاقی. او زندگی خود را به یک غریبه غیرممکن و غریب روایت می کند، یک توریست از فرانسه در Clamences خانه ای از آمستردام را که در نوار بذری به Clamence می آید به خانه می گیرد. در هر نقطه عطف مهم در زندگی Clamences، روایت سطح دیگری از ترس و وحشت خودخواهی را اضافه می کند، و خواننده همدلی همه افراد را با یکدیگر در میان می گذارد ... در قله ها ... از قله های تحسین عمومی و به خوبی -خوشبختی به چاله های جهنم شخصی، که از اعمال انجام شده و خنثی شده است، ما را با انگیزه های جدیدی از بین می برد. با تاسف ما. نظرسنجی من: وقتی پانزده ساله بودم، هفتاد و پانزده سال داشتم *** آی تی. من به عنوان یک درخت تنها برای چاپ آن عصبانی بودم، در هر و هر زبان و کشورها در سرتاسر جهان. من هر یک از هجا را نادیده گرفتم من هرگز تا به حال قول دادم یک کلمه دیگر را با کامو بخوانم. از آن شب زمستان سرد در سال 1976 تا نقطه ای که توسط کتاب دایره مجبور شدم این کتاب را انتخاب کنم، به این وعده ادامه دادم. من اصلا نشستم لا Chute یک داستان اخلاقی جذاب است که توسط یک داستان گرایانه از قدرت بزرگ و کنترل بی عیب و نقص از مطالب او و زبان او گفته شده است. (من به طور قابل اعتماد اطلاع دارم که فرانسوی اصلی عالی است؛ این ترجمه استرلینگ است). من خیلی خوشحالم که اشتباه کردم و اجازه دادم قضاوت نوجوانم بدون هیچ مشکلی صورت بگیرد. من می توانستم از خواندن یک نقطه پایانی در زندگی لذت ببرم. من با کلامینس متهم شده ام که منجر به یک زندگی مبتنی بر توهمات از برتری های خود شده است، اما حق خود را نفی می کند. HA! حکمت زمانی می آید که با قیمت بالا ... زندگی یک بی گناه، تصمیم به سکوت، قدرت زندگی و مرگ بر یک غریبه مجازی، همه چیزهایی است که اتفاق می افتد به بسیاری و حتی بیشتر از ما؛ البته همیشه فورا آشکار نیست، بنابراین ما اجازه می دهیم که آنها بدون توجه به اسلاید باشند. اما چگونه شما می دانید که تماس شما برای شکایت در مورد خدماتی که دریافت کرده اید، منجر به کشته شدن یک شغل شغلی می شود، به افسردگی و پایان دادن به زندگی اش پایان می دهد؟ شما نیستی Clamence می کند. (این اتفاق در کتاب اتفاق نیافتاده است.) این کتاب تنها بهترین کتاب هایی که بهترین نویسندگان را می نویسد می تواند انجام دهد: قطب نما داخلی من را دوباره هدایت می کند. دائمی بخوانش! به زودی!
مشاهده لینک اصلی
@ ماله از شما وقتی که همه شما را به شما تعلیم!Mal از شما، آقای کامو، هنگامی که شما متوقف شد ستایش من. همانطور که من با Clamence خود شناسایی کردم، یک مرد سخاوتمند، صادقانه و مورد تحسین همه (اگر من خود را به خوبی درک نمی کنم، چه کسی آن را خواهد داشت؟)، چشم من با ستاره های بسیاری بود که من باید او را ارائه شده بود. سپس او را به سمت رودخانه افتاد ... از آنجایی که من پیر شده ام، انگیزه ای برای شنا کردن ندارم. آیا انسان بی رحمانه، خودخواه، غلط، ...؟ اما چه چیز مهمی است: سالها پیش در ونیز، مردی را دیدم که در بالای برج نازک میدان سنت مارک قرار داشت. او تنها در بالا بود، در حالی که در زیر پلیس یک دایره، بدون مردم، در اطراف برج باز کرد. هیچ کس هیچ کاری برای جلوگیری از پریدن انجام نداد؛ همه فقط سکوت کردند در صدای اولین غروب ظهر، باز بازوها، او افتاد. در چند ثانیه گذشته، او را پشت سر گذاشتم. هنگامی که بدنش در زمین فرو ریخت، سکوت شکسته شد و فریاد در گلو صدها نفر از مردم پر از مربع را منفجر کرد. در اطراف من دیدم ترسناک و چهره های رنگارنگ پریشان را دیدم. من گریه می کردم، اشک هایم را پاک کرد، و سفرم را ادامه دادم، زندگی ام ... چند تا سرمایه گذاری برای صعود یک برج یا پرتاب کردن به رودخانه، برای نجات یک غریبه. در این ما موافق هستیم، لرد کامو. آنچه که من با آن مخالف هستم این است که نمایشهای دیگران می توانند با گناه یا رذکر شدن - که آنها را تماشا می کنند تبدیل شوند. (اغلب ما نسبت به زخم هایی که ما خودمان با آنهایی که دوست داریم، ما را دوست داریم، بی تفاوت هستند). با این همه، شما باید متوجه شوید که سقوط شما به من افتاده است. این، از لحاظ زمانی خاص، با شکوه Clamence او، من از گوش دادن به او خسته شده و او را به صحبت کردن با خودم ... شاید او را فهمیدم. با توجه به جهل من، با عبارات زیبا من سه ستاره به شما می دهم؛ به فلسفه من صفر می دهم
مشاهده لینک اصلی