کتاب ساعت ها

اثر مایکل کانینگهام از انتشارات نیماژ - مترجم: مهدی غبرایی-ادبیات کلاسیک

ساعت‌ها (۱۹۹۸) رمانی از مایکل کانینگهام نویسنده آمریکایی است. او به خاطر این رمان در سال ۱۹۹۹ برنده جایزه پولیتزر و پن/فاکنر شد. رمان به سه زن از سه نسل می‌پردازد که تحت تأثیر رمان خانم دالوی اثر ویرجینیا وولف قرار می‌گیرند. اولی خود ویرجینیا وولف است که دارد در سال ۱۹۲۳ هم‌زمان با نوشتن رمان خانم دالوی، با بیماری روانی خودش دست و پنجه نرم می‌کند. نفر دوم خانم براون است، همسر یک کهنه سرباز جنگ جهانی دوم، که در سال ۱۹۴۹ مشغول خواندن رمان خانم دالوی است و هم‌زمان جشن تولد شوهرش را ترتیب می‌دهد. نفر سوم، کلاریسا وگان، زنی همجنس گراست که در سال ۲۰۰۱ جشنی به افتخار دوست شاعر و معشوق قدیمی اش ریچارد می‌گیرد که به خاطر بیماری ایدز با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند.


خرید کتاب ساعت ها
جستجوی کتاب ساعت ها در گودریدز

معرفی کتاب ساعت ها از نگاه کاربران
چند نفر از پنجره بیرون می‌پرند، یا خود را غرق می‌کنند، یا قرص می‌خورند؛ عده‌‌ی بیشتری بر اثر تصادف می‌میرند؛ و اکثریت ما را رفته رفته یکی از ده‌ها بیماری، یا اگر بخت یاری کند، خود زمان می‌بلعد. فقط این تسلای خاطر ناچیز هست: (ساعتی) این‌جا و آن‌جا که زندگی ما ظاهراً، به رغم همه‌ی غرابت‌ها و آرزوها، به رویمان آغوش می‌گشاید و هر آن‌چه را که تصور کرده‌ایم به ما می‌دهد، هر چند همه، جز کودکان ـ و شاید آن‌ها نیز ـ می‌دانند که به ناگزیر (ساعات) دیگری در پی این (ساعات) است، (ساعاتی) تاریک‌تر و پیچیده‌تر. با این حال شهر را و صبح را گرامی می‌داریم؛ و بیش از هر چیز به سهم بیش‌تر
امیدواریم. تنها خدا می‌داند چرا این همه عاشق (ساعاتیم). صفحه‌ 236

*****

هر چند خوش نمی‌دارم درباره‌ی داستان کتاب‌ها بنویسم؛ اما چون دیدم از کاربران فارسی این سایت، حتی کلمه‌ای درباره‌ی این کتاب خوب ننوشته‌اند، به اجمال چند خطی در پی می‌آید: داستان کتاب (ساعت‌ها) برگرفته شده از کتاب (خانم دالوی) نوشته‌ی (ویرجینیا وولف) فقید است. داستان درباره‌ی سه زن، در سه زمان و مکان متفاوت که هر یک علیرغم این تفاوت زمان‌ها، بر هم تأثیر می‌گذارند

ویرجینیا وولف در ریچموند انگلستان، سال 1923
لورا براون در سن فرانسیسکو، سال 1949
و در پایان، کلاریسا وون در نیویورک، سال 1998

رمان (ساعت‌ها) که در عنوان اصلی‌اش بهتر و عمیق‌تر نمایان‌گر جان‌مایه‌ی کتاب است
The Hours
نشان از معرفه و خاص بودن (ساعت‌ها)یی‌ست که پی در پی و پشت سر هم می‌آیند و در آخر وقتی نگاه می‌کنی می‌بینی این (ساعت‌ها) را یا بیهوده به سر برده‌ای و تمام تلاشت را در پی ویران کردن خود کرده‌ای

پیش از این درباره‌ی کتاب (آینه‌های در دار) از قول (ابراهیم) نقل قول کرده بودم که وقتی به سال‌های میانی زندگی خود رسیده است و بسیار کتاب نوشته و کلی تأثیر در پیرامون خود گذاشته است، می‌گوید: وقتی بشینی و مثل بچه‌ی آدم و بدون جانبداری و تعصب به زندگیت نگاه کنی، می‌بینی کلش رو باختی
و متأسفانه این جمله‌ی صحیحی است و ظاهراً انسان ساخته و آفریده شده برای این‌که ببازد. در این میان ـ تنها معدود ـ و باز هم تکرار می‌کنم ـ تنها معدود ـ انسان‌هایی هستند که می‌دانند برای هستی و دل خود چه می‌خواهند و آن‌قدر شهامتش را دارند که بهایش را نیز پرداخت کنند

*****

ریچارد: تو با من خوب تا کردی خانم دالووی
کلاریسا: ریچارد
ریچارد: دوستت دارم. این حرف کلیشه‌ای است؟
کلاریسا: نه
ریچارد لبخند می‌زند. سر تکان می‌دهد. می‌گوید: فکر نمی‌کنم هیچ زوجی پیدا شوند که به اندازه‌ی ما سعادتمند بوده باشند
کمی جا به جا می‌شود و به نرمی از قاب پنجره می‌لغزد و می‌افتد

صفحه‌ی 210

مشاهده لینک اصلی
کتاب، داستان زندگی سه زن رو روایت می کنه. ویرجینیا وولف، زن خانه داری به نام لورا براون و زنی به نام کلاریسا وون. زن هایی که در دوره های زمانی متفاوتی زندگی می کنن ولی تمایلات و اندیشه های نسبتا مشابهی دارن. ویرجینیا وولف که نویسنده ی کتاب @خانم دالووی@ هستش و دو زنی که هرکدوم به نوعی از این کتاب الهام گرفتن. و البته در پایان کتاب پرده از راز ارتباط بین این سه زن برداشته میشه.

مایکل کانینگهام قسمت اول رو درمورد زندگی واقعی ویرجینیا وولف نوشته و صحنه هایی از زندگیش رو بازسازی کرده ولی داستان دو زن دیگه، صرفا الهام گرفته از رمان خانم دالووی هستن.

کتاب جذاب و خوش خوانیه. بعد از اینم قصد دارم اول کتاب فیلم نامش رو بخونم و بعد هم فیلمشو ببینم. و البته به شدت راغب شدم کتاب خانم دالووی رو هم بخونم. ویرجینیا وولف از پیشگامان مکتب فمینیسم بوده و متاسفانه تا الان من چیزی ازش نخوندم.

مشاهده لینک اصلی
â € ما احزاب خود را پرتاب می کنیم؛ ما تلاش می کنیم برای نوشتن کتاب هایی که جهان را تغییر ندهند، با وجود هدایای ما و تلاش های نامطلوب ما، امیدهای فراوان ما. ما زندگی خودمان را انجام می دهیم، هر چه را که انجام می دهیم انجام دهیم، و پس از آن ما می خوابیم - آن را ساده و عادی می دانیم. چند پرش از پنجره ها و یا خود را غرق و یا قرص؛ بیشتر از حادثه جان می گیرند و بسیاری از ما، اکثریت قریب به اتفاق برخی از بیماری ها و یا، اگر ما بسیار خوش شانس، با زمان خود به راحتی خوردن است.؟ در مورد ساعت ها راست؟ این چند ساعت ارزشمند در طی یک عمر زمانی که ما احساس می کنیم فرصتی برای انجام کاری ویژه داریم تا ثابت کنیم که می توانیم کاری انجام دهیم که برای ما یک فرد بی نظیر را جاودانه خواهد کرد. شارلوت این کتاب را به من داد. ما در یک مهمانی خانم کلاریسا گالووی بودیم. \"من می شنوم که شما در حال خواندن خواندن هستید.\" او با نزدیک شدن به او، به عنوان تمایل به انجام با من بود. لب هایش را از گوش من دور می کند. آن را به من جرأت در جایی که در هستی من ساخته شده بود. وقتی که من بین تکالیفت بود، که خیلی مکرر بود، من کتاب را پس از کتاب بخوانم؛ معمولا من در وسط حداقل 3 در هر زمان می شود. من چهار ساعت خواب شبانه داشتم که در حال حاضر مستی ارزان بود. یک مارتینی بیش از اندازه کافی بود. \"مایکل کانینگهام ساعت ها\"، آیا آنها فیلم \"کیدمن\" را از آن می سازند؟ او دوباره دراز کشید. من اغلب فکر کردم که آیا او می داند چه چیزی برای من انجام داده است. این کتاب جایزه پولیتزر را به دست آورد. کاترین به من گفت که شما فقط خانم دلووی را خواندید. این یک پیگیری فوق العاده است. «خواهران. شما واقعا نمیتوانید بدون درگیر بودن با دیگران درگیر باشید. کاترین، دوست دختر من، یک رمان نوشت. در حقیقت درخشان بود، اما در حال حاضر تا حدودی با درخشش خود آن را وزن کرد. او از ابتدا و انتهایش خوشحال بود، اما میانه به معیارهای بقیه زندگی نکرد. شارلوت کتاب های چاپی را برای شرکت های چاپی طراحی کرد. او یک هدیه برای آن داشت، اما اغلب مجبور شد تا کسی را تحمل کند تا زنجیره ای که درخواست اصلاحات را تحمل می کرد، شاهکارهایش اغلب تبدیل به چیزی شبیه تجارب و بی روح می شد. وقتی من تحقیق در مورد ویرجینیا وولف انجام دادم، قبل از خواندن خانم دلووی، من نمی توانستم فکر کنم کاترین را ویرجینیا و شارلوت را ونسا می دانستم. â € ونسا می خندد ونسا از چهره است، پوست او یک درخشان و صورتی است. اگرچه او سه سال بیشتر است، او جوانتر از ویرجینیا است و هر دو آنها آن را می دانند. اگر ویرجینیا زیبایی خیره کننده ای از نقاشی دیواری Giotto داشته باشد، ونسا بیشتر شبیه یک شخصیت هنرمند ماهر و متمایز از اواخر باروک است که در سنگ مرمر شفاف ساخته شده است. او شخصیتی متمایز از نظر جغرافیایی و حتی تزئینی است، همه چشمه ها و اسکرول ها. ... به طور معمول، من واقعا نمی دانستم چرا من در این حزب بودم. من با احترام از صفحات از دست رفته خواندن حزب به حال به من هزینه بود فکر کردم. من می توانستم کتاب های استراتژیک را در اطراف اتاق تخت پراکنده کنم. یک کتاب از هر مکان خواندن مورد علاقه من. این حزب برای من بد بود، و اگر آن را برای من خوب نبود، باید یک شکنجه کامل برای کاترین باشد. من نگاه شارلوته چشم های بزرگ و چشمگیر را دیدم و می دیدم که کاترین کم رنگ بود. صورت او همیشه خفیف بود، اما سایه هایی از رنگ پریده بود که دقیقا به من می گفت که با او چه می کند. او چشمانش را بسته بود و برای باز کردن آنها خیلی طول کشید. من می توانم بگویم وقت آن رسیده است. من به شارلوت گوشم را بوسیدم و بالا گرفتم، و سپس در گوشه ی دریا گفتم که قصد دارم کاترین را به خانه ببرم. شارلوت همیشه بوی خوبی داشت، اما من هرگز قادر به شناسایی عطر، چیزی قدیمی، چیزی جدید نبودم. به هر دلیلی قوانین بازی را از او بخواهید. من به کاترین رفتم و دستش را در اطرافم گذاشتم و او را در کنار دهان او بوسیدم. او با شگفتی به من نگاه کرد. من می توانم فلاش های باریک بینی خود را به عنوان آن را به من مراجعه را ببینید. آیا می توان آن را می توانست احساس عطر و بوی خود را حتی در میان آمیختگی عطر گل ها که حزب خانم گالووی را پر کرد؟ او انگشتان سفت و محکم روی شانه من گذاشت. â € œI می تواند احساس یک آینده است. â € œIâ € ™ م اینجا به شما را به خانه. â € â € â € â € او می تواند احساس سردرد خزنده پشت گردن او. او سخت می کند نه، حافظه ی سردرد است، ترس از سردرد است، هر دو آنها به اندازه ی ظریف ظاهر می شوند که حداقل از زمان ابتلا به سردرد ناشی می شوند. \"من رفتم تا رابرت را ببینم روز بعد. شب گذشته بیشتر ساعت ها را خواند. شارلوت درست بود این پیگیری کامل خانم دلووی بود. رابرت دوست من تقریبا تمام زندگی من بوده است یا حداقل برای بخش زندگی من که هنوز خواستار ادعا بودم. Heâ € ™ د کار خوب در صحنه بود، مسائل مربوط به مادر البته، و همواره unapologetically همجنس گرا بود. پرستار جوان از بیمارستان، زمانی که من وارد شدم، خونریزی از او گرفت. چیزی در مورد خونریزی بسیار صمیمی بود. من چشمانم را جلوي خودم گذاشتم، انگار که فقط به او دست زده بودم. â € œIâ € ™ متر خیلی ضعیف است. این، دوست من است. او ...

مشاهده لینک اصلی
من برای این کتاب بین 3 تا 4 ستاره تردید کردم. این به زیبایی نوشته شده است و تا حدودی غیر منتظره (و هنوز unsurprising) پایان است. ارجاعات به ویرجینیا وولف در همه جا موجود است زیرا او نیز همراه با خانم براون وMrs Dalloway @ در زیر قلم Cunninghams زندگی می کند. بله، در من شعله ای را برای خواندن کارهای اصلی وولف (اورلاندو، خانم دلووی، به لانه فانوس، امواج) به یاد می آوردم و به یاد یکی از آنهایی که خوانده ام ((اتاق خودش) خودم را یادآور شدم، اما چیزی درباره آن آن را کمی سطحی احساس کردم. آیا طول (فقط 220 صفحه) و سهولت نسبی که من آن را خوانده ام (کمتر از 2 ساعت) بود؟ یا شاید احکامی که به شدت لمس شده است که احتمالا کم کم به سمت ظلم و ستم است؟ نه، من هرگز فیلم را دیده ام. و بله، شاید باید باشد اما به عنوان یک رمان مستقل، من زمان زیادی را درک می کنم که چرا این یکی برای سال 1997 به عنوان پولیتزر انتخاب شد. هیچ یک از کاربران دوم را ندیده بود (Cloudsplitter توسط Russel Banks در مورد John Braun و یا The Book of Poisonwood توسط Barbara Kingsiolver در مورد استعمار بلژیکی از کنگو)، هر دو به مراتب طولانی تر و عمیق تر از نظر محدوده تاریخی از آنچه من می توانم بگویم. با این حال، کمیته پولیتزر در این رمان کوتاه (نزدیک به یک رمان) قرار گرفت. خوب، من مطمئن نیستم که من موافقت کردم و شاید بتوانم دو فینالیست دیگر را بخوانم تا دیدگاه سازگارانهتری پیدا کنم. صرفنظر از اینکه من ساعتها از آن استفاده نکردم، اما احتمالا گوشت و خون را از این نویسنده خواسته خواهد شد، همانطور که توسط یک متخصص دیگر در GR پیشنهاد شده است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب دایره ای را می خوانید 20 راتین: 4.75 * از پنج مطلب ناشر می گوید: در ساعت، مایکل کانینگهام، که به عنوان یکی از بهترین نویسندگان ما @ (ریچارد ایدر، لس آنجلس تایمز) شناخته شده است، به طور خلاقانه بر زندگی و کار ویرجینیا وولف داستان داستان یک گروه از شخصیت های معاصر که با ادعای متضاد از عشق و ارث، امید و ناامیدی مبارزه می کنند. رمان با ظهور روزهای اخیر Woolfs قبل از خودکشی در سال 1941 باز می شود و به داستان های دو مدرن زنان آمریکایی که سعی دارند به جای خواسته های دوستان، عاشقان و خانواده، تلاش خود را برای زندگی به ارمغان بیاورند. کلاریسا ووهان یک ویرایشگر کتاب است که در روستای گرینویچ امروز زندگی می کند. زمانی که ما او را ملاقات می کنیم، او برای خرید دوست گل ریچارد، دوست و ریچارد، و شاعر نابینا که تازه جایزه ادبی بزرگی به دست آورده است، خرید می کند. لورا براون یک زن خانه دار در کالیفرنیا پس از جنگ است که تنها فرزندش را به دنیا آورده و به دنبال زندگی واقعی خود در خارج از ازدواج ناپاک خود است. با نگرانی و اطمینان نادرست، Cunningham زندگی دو زن را در طول زمان غیرمنتظره و دلهره آور همگام با ویرجینیا وولف می کند. حزب ریچارد. همانطور که رمان پرش از طریق قرن بیستم، هر خط با Cunninghams واضح، قوی، تعجب سخنرانی معاصر صدای معاصر است. عمیق، عمیق و عمیق در حال حرکت است، ساعت مایکل Cunninghams قابل توجه ترین دستاورد تا به امروز. نقد و بررسی من: سه زن آینه جنبه های زندگی Clarissa Dalloway، قهرمان رمان خانم Dalloway توسط ویرجینیا Woolf. یک زندگی شخصی خانم وولف است که در عمیق ناامیدی نشان داده شده است، زیرا او از یکی از افسردگی هایش با افسردگی در حاشیه حومه شهر ریچموند در حالی که برای زندگی در لندن بلومزبری زندگی می کند، رمان خود را درباره ماهیت نفیس کوتیدیان، می نویسد. یکی دیگر از زندگی خانم لورا براون است که هر روز در حومه شهر لس آنجلس جان میلیون ها نفر را می کشد، زیرا او خانم دلووی را می خواند و فرار می کند. در نهایت، زندگی کلاریسا وان، که عشق خود را برای ریچارد براون، دوست شاعر / رمان نویس همجنسگرا خود، در طول سالهای اخیر به عنوان یک بیمار مبتلا به ایدز، نادیده گرفته است. او مدتها پیش به نام \"خانم ها\" نامگذاری شده است. Dalloway، هر دو برای نام او و برای قدرت نفوذ خود نفوذ خود را. در طول یک روز در زندگی هر زن، همه چیز او می داند و احساس می کند در مورد زندگی او به شدت متمرکز شده است؛ برای هر کدام مشخص است که برای فرار از تله ای که او در آن است، او باید تغییر را بپذیرد یا در تله بمیرد. پایان کتاب به ارمغان می آورد تمام سه رشته به نتیجه گیری اجتناب ناپذیر خود را، با شگفت انگیز همپوشانی. من اولین بار در سال 1998 آن را بخوانید. من فورا به عشق افتادم، همانطور که در خانم Dalloway در کمی قبل از تاریخ بود. من از ساختار تخیلی زندگی های درهم آمیخته ای که دوست داشتم را دوست داشتم و رونق رویدادها در هر جهان را دوست داشتم و در هر صورت رویدادی در رمان معروف خانم Dalloway.I نمی توانست به پنج ستاره بدهد، زیرا در پایان، من کمی شگفتزده شدم اگر هوشمندانه و هوشمندانه در راه هسته عاطفی این کتاب دست نیافتنی بود، که من آن را به عنوان قاعده ی روحانی زنان در شرایط زندگی خود و در زندگی خود نه به تصویب قانونی بستگی داشتم. در ساختن کتاب به این ایده آل، احساس می کردم که برخی از طرح های رشته ای صادقانه با آن برخورد می شود، اما به شکل مورد نیاز برنامه نویسان مجبور است. این موضوع را کنار می گذارد، این کتاب به زیبایی نوشته شده است و به زیبایی جالب توجه است. ایده آن را به شدت توصیه می کند و پیشنهاد می کند آن را در رابطه با فیلم بخواند.

مشاهده لینک اصلی
سه داستان پیچیده من احساس می کنم نمی دانم هر چیزی منفجر ذهن من، اما هنوز چیزی در مورد آن زیبا بود

مشاهده لینک اصلی
خوب، اجازه دهید صادق باشیم، تنها دلیل این کتاب این است که D را بدست آوریم چون زبان بسیار زیبا است ... بیشتر وقتها. این زمانی زیبا بود که آن را با تمام وجود ندیده بودم، با نگاهی به چگونگی نوشتن و استفاده از واژه های بزرگ و صدا هوشمندانه نگاه کردم! آیا شما احساس هوشمند فقط خواندن آن را؟ اوه، منتظر ... شما فقط احساس احمقانه، احمدی @ که، صادقانه، اینقدر نداشت، اما آن را به اندازه کافی برای آزار من بود. مشکل من با تمام داستان این بود که من می توانم همدردی در هر یک از شخصیت ها را پیدا کنید . من به آنها کشیده نشدم، هیچ ارتباطی با آنها نداشتم. من به هیچ وجه به آنها اهمیتی نمی دهم و با هر کتابی که خواندید حداقل باید به شخصیت های خود کمی توجه داشته باشید، به یاد داشته باشید که تماشای فیلم و سرگرم کردن آن نیز نیست، بنابراین ممکن است که قضاوت من را فراموش کنید شروع کردم به خواندن این. اما من واقعا فکر نمی کنم اینطور بفهمم که چطور واقعا خیلی فیلم را به یاد نیاوردم، به جز پایان دادن، چیزی است که من احتمالا فقط در مورد رمان به یاد می آورم وقتی به آن نگاه می کنم. معمولا یکی از آن افرادی است که به شدت از شما می خواهند اگر بخواهید فیلم را ببینید، می دانید، بیشتر درگیر می شوید. اما اگر به درستی به یاد داشته باشم، کتاب و فیلم تقریبا همان چیزی هستند. بنابراین اگر می خواهید برخی از زمان خود را صرفه جویی کنید، به تماشای فیلم بروید. این به این معنی است که شما واقعا همه چیز را به داستان علاقه مندید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ساعت ها


 کتاب ونسان ون‌گوگ از دیدگاه خودش
 کتاب ویلیام شکسپیر شکایت عاشق و دو شعر دیگر
 کتاب دیوان آزاد بلگرامی
 کتاب دون کیشوت (جلد دوم)
 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)
 کتاب مجموعه ماجراهای پری شنی (3جلدی،باقاب)