کتاب جاده

اثر کورمک مک کارتی از انتشارات مروارید - مترجم: حسین نوش آذر-ادبیات کلاسیک

پدری و پسر کم سن و سالش، سرزمینی سوخته و ویران‌شده را در می‌نوردند و به آرامی به سوی ساحلی ناشناخته پیش می‌روند. در چشم‌اندازهای ویران، هیچ چیز حرکت نمی‌کند، مگر خاکستری که باد آن را می‌پراکند. آن‌ها چیزی ندارند به جز تپانچه‌ای برای دفاع از خودشان در برابر مردانی که سایه وار در حرکتند، لباس‌های کهنه، یک گاری غذای یافت شده از میان زباله‌ها و مردارها و مهم‌تر از همه یکدیگر. شاهکار مکارتی در آن است که در چنین فضای هول‌انگیزی، معجزه‌ی انسانیت تزلزل‌ناپذیر را، با جذابیتی وصف‌ناپذیر به تصویر می‌کشد.


خرید کتاب جاده
جستجوی کتاب جاده در گودریدز

معرفی کتاب جاده از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** برخی از کتاب هایی وجود دارند که به معنای واقعی کلمه شما را از پاهای خود می کشند و به شما نفس می کشند. همانطور که یک پیری بزرگتر می شود و خواندن خواندن بیشتر می شود، احتمال پیدا کردن چنین کتابی کمتر و کمتر می شود؛ بنابراین کشف واقعی یکی بیشتر لذت بخش است. جاده کورمک مک کارتی چنین کتابی است. به هر حال، داستان باید یک clip باشد: آن را به بررسی موضوع هراس دیستوپی گروهی از مردم که در حال حرکت در زیر یک انفجار چشم انداز. این واقعیت که به نظر می رسد یکی از قوی ترین تجربه های خواندن است به جای آن، به دلیل توانایی روایت مک کارتیس است و تمرکز بر روی پیوند پدر و پسر به جای وحشت از جاده است. قهرمانان نامعلوم در سراسر جنوب حرکت می کنند امریکا از آینده در جستجوی گرما و غذا؛ زمین است که توسط یک حادثه عظیم ویران شده است که هرگز توصیف نشده است. برخی از پیش بینی های پیش بینی شده (احتمالا هسته ای) است. هیچ حیوانی باقی نمانده است، و درختان مرده و منجمد به چشم انداز دقت می کنند. خورشید به ندرت دیده می شود و تقریبا به طور مداوم خاکستر باران می آید. مردم کابوس این چشم انداز کابوس را پر می کنند: قارچ هایی که مردم را در زیرزمین ها برای گوشت و شیرینی های تازه پخته می کنند. قدرت رمان این است که اکثر این اطلاعات غیرعادی است. مک کارتی در مورد وحشت سکونت نمی کند، اما به آنها اشاره می کند و به جلو می رود. تمرکز همیشه بر روی مرد و پسر و اراده قوی آنها برای زنده ماندن است. حوادث ناگهانی رخ داده است: مرد زمانیکه همه چیز @ عادی @ (در معنای روزمره کلمه ما) را به یاد می آورد. برای پسر این @ normal @ است. هر دوی پدر و پسر به صورت یکپارچگی محیط زیست خود را تطبیق داده اند. زندگی آنها به اصول هر موجود زنده افزوده می شود: غذا، پناهگاه و اجتناب از مرگ. همانطور که داستان نشان می دهد، ما مردی را به آرامی به سمت حالت حیوانی زندگی می کنیم؛ همه ی موجودات آلتروسویی، \"انسان\"، دور انداخته می شوند. او هر کاری برای زنده ماندن انجام خواهد داد، حتی اگر دیگران را در این روند نابود کند. تنها کسی که به او توجه می کند، غیر از خود او، پسرش است. همانطور که داستان به سمت حل و فصل آن حرکت می کند، روحیه بی نظمی بی سر و صدا بی نظیر است و به مرگ پدر برمی گردد. با این حال، نویسنده ما را از بین نمی برد. شعله امید کوچکی که در طول رمان باقی می ماند، در انتهای آن سوزانده می شود، به طوری که جاده در نهایت ثابت می کند که رستگاری است. در این رمان هیچ فصل وجود ندارد. این در بخش های کوتاه نوشته شده است، و به طور کامل با صفس بی پایان از شب و روز سفر است. گفت و گو استکاتاکو، تکراری و همینگویی است. من روش امضای مک کارتزی را بدون نقطه گذاری مناسب برای موضوع پیدا کردم. گفتگوهای بسیاری بین پدر و پسر که اکثرا از کلمه «چندین بار» تکرار شده اند (زمانی که چیزها قطعا \"هیچکدام\" نیستند، در اینجا یک موضوع ترسناک وجود دارد): پدر اطمینان پسر آنها نمی خواهند بمیرند، و آنها \"مردم\" را پیدا خواهند کرد. به جای آنکه خسته کننده باشد، موضوع مکرر به طرز عجیب موثر است. حس نوستالژی مردانه برای یک بار غیرقابل برگشتی از دست رفته و عشق او به پسرش با نیروی عاطفی روبرو است که تقریبا دردناک است. در واقع، فرزند تقریبا تقلبی شده است. گذرگاه زیر را در نظر بگیرید (که شعر محض است): صبح از حیاط بیرون آمدند و دوباره به جاده رفتند. او یک پسر فلوت را از تکه ای از عصا کنار جاده برداشت و او را از کت خود گرفت و به او داد. پسر آن را بی ادب کرد. بعد از مدتی او به عقب برگشت و بعد از مدتی مرد می توانست او را بشنود. موسیقی بی فایده برای سنین. یا شاید آخرین موسیقی بر روی زمین از خاکستر خراب شدنش نام برد. مرد تبدیل شد و به او نگاه کرد. او در تمرکز گم شد. مرد فکر کرد او بعضی از بچه های غم انگیز و انحصاری به نظر می رسد ورود یک عکاسی مسافرتی در شایر و روستا که نمی داند که پس از آن همه بازیکنان توسط گرگ ها برده شده اند. پسر بر این باور است که افسانه های افسانه ای در اینجا (کریشنا با او فلوت یا پان با لوله هایش): بقیه ی آدم خوابیده ای است که متاسفانه سوخته است. ما به طور غریزی می دانیم که کودک زنده خواهد ماند. از آنجا که، به عنوان مرد در سخنرانی مرگ خود می گوید، او حامل آتش است. \"پاپا\". شما باید.اما نه. هر زمان اسلحه را با خود نگه دارید. شما نیاز به پیدا کردن بچه ها خوب، اما شما می توانید هر شانس. شانس نیست آیا می شنوید؟ من می خواهم با تو باشم. شما نمی توانم پوزش بدهم. شما نمی تونید. شما باید آتش را حمل کنید. آیا این واقعی است؟ آتش سوزی؟ بله، آن است که در آن است؟ من نمی دانم که کجا است. شما انجام می دهید. در داخل شما وجود دارد. همیشه آنجا بود من می توانم آن را ببینم. این آتش آتشکده Promethean است، که همیشه در قلب انسانی سوزانده می شود، حتی در حالی که مجازات ابدی را بر عهده خدایان رنج می گذارد. این آتش است که از نسلی به نسل منتقل می شود و ذهن دانشمند، هنرمند، نویسنده و انقلابی را به آتش می کشد. تا زمانی که کسی می داند که یکی از آن را گذرانده است، می توان ...

مشاهده لینک اصلی
این بازبینی اکنون می تواند در Mloud Mudge Muses Aloud.McCarthyites دیده شود. این کار تحت مجوز Creative Commons Attribution-NonCommercial 3.0 مجوز Unported مجاز است.

مشاهده لینک اصلی
همه ی بررسی های من را در اینجا پیدا کنید: http://52bookminimum.blogspot.com/ â € œ در این جاده هیچ مردان خداحافظی وجود ندارد. آنها رفته اند و من باقی مانده ام و با آنها جهان را گرفته ام. »\nاین یکی دیگر از آن 100 کتاب است که شما باید قبل از رفتن به آن مغازه الی عالی مالت در آسمان بخوانید که من هر دو سال یکبار بخوانم. به هر دلیلی یک لیست انتظار بزرگ در کتابخانه وجود داشت و زمانی که آن را در نهایت به نوبه خود به کاهش در راه من جف را کشف کردم و The Hufflepuff آماده شدن برای یک دوست خواندنی بود. من خودم هستم، بلافاصله خود را دعوت به پیوستن به حزب خود کردم، اما جف همه مانند بود. . . خوشبختانه من فوق العاده قوی (و یا او بسیار ضعیف - گوجه فرنگی / tomahto)، بنابراین من توانستم راه خود را به سمت راست به میز کودکان سرد. سپس من نمی توانم خودم را از خواندن این کتاب در عرض دو ساعت متوقف کنم و یک بار دیگر ثابت کرد که چرا هیچ کس نباید بخواهد با من دوست باشد. من شرم دارم: (یکی از خواندن خواندن با من است که شما می توانید دریافت میچل در هنگام بررسی است. جف در حال حاضر تجربه \"Mitchell کامل\" (اگر شما می دانید چه Iâ € ™ m sayinâ € ™ * چشمک زدن *) بنابراین او اجازه داد اجازه اشلی به طور موقت این را در اطراف - ترک من با هاروی دنت (آن را دریافت کنید، دو صورت؟ چهره او در دو بخش متفاوت است؟ ولز من من را بکش !!!) به عنوان این reviewâ همسایۀ میزبان ... چه چیزی بهتر از خواندن یک کتاب در مورد یک راهپیمایی تنهایی در جاده ای از طریق یک بیابان خالی از یک شخص که دوستش دارد، ممکن است در کنار جاده ای در یک بیابان بی نظیر یافت شود، درست است شما احتمالا شروع به تعجب هنگامی که من در نهایت شروع به صحبت در مورد این کتاب، حوا؟ نه واقعا من می توانم بگویم. جاده عشق آن است و یا متنفر از آن نوع داستان. بدیهی است از رتبه من به عشق آن طبقه بندی می افتد، اما من می توانم به طور کامل درک کنم که چگونه آن را برای بسیاری کاهش می یابد. تنظیمات ... خوب، جاده â € \"duh â €\" که از طریق یک Murica post-apocalyptic ویران شده گسترش می یابد، اما شما نمی دانید که چگونه جهان در آن راه بود. تخم مرغ عید پاک کوچک به شما اطلاع داده می شود که این داستان در آینده نزدیک اتفاق می افتد اما دوباره پاسخ قطعی ندارد. شخصیت ها به حداقل رسیده اند - صحبت می کنند که آنها حتی نام ندارند. نوشتن پراکنده است، وضعیت ناراحت کننده است. و جاده؟ همانطور که بیتلز یک بار گفت، آن طولانی و پیچیده است. . . . من نشستم فکر میکردم 50 صفحه را بخوانم و متوقف کنم تا با دوستانم باقی بمانم. من هیچ نظری نداشتم که این کتاب را بتوانم بگذارم. من بلافاصله کشیده شدم و نمیتوانست جهان مرد و پسر را ترک کند تا زمانی که آخرین صفحه را تغییر دادم. من مطمئن هستم من از دست دادن مجدد دو پا از دست دادم، بنابراین BONUS! همانطور که گفتم، این یک کتاب برای همه نیست - اما اگر شما مایل به اضافه شدن به لیست برندگان جایزه پولیتزر خود هستید یا دوستانی که دوستان خود را باور داشته باشند که شما یک نابغه فوق العاده هستند در حالی که آنها خواندن تلخه، جاده است کوتاه و آسان برای دریافت از طریق. و اگر فتوی علامت نقل قول دارید؟ کتاب مک کارتی ممکن است تنها کتاب هایی است که مخصوصا برای شما نوشته شده اند: اگر شما واقعا می خواهید یک فریبکار باشید، ظاهرا این فیلم نیز یک فیلم است - اما ویک مورتنسن مثل این است. . . معادل ewww من این را ترجیح می دهم . . خیلی ممنون.

مشاهده لینک اصلی
در ابتدا کتاب بود. بعدها MOVIE آمد. اما برخی از مردم اولین فیلم را تماشا می کنند و در این زمان من خودم را در میان آنها یافتم. فیلم به اندازه کافی خوب بود - غمگین، بعد از منقرض شدن و آن را من با طعم بد در دهان من، نوع طعم و مزه که شما دریافت می کنید زمانی که یک داستان هر دو خوشحال و پایان غم انگیز است. این یک اسپویلر نیست پس از شروع خواندن شما به سرعت درک می کنید که در یک دنیا ساخته شده مثل این است که هیچ جای آفتابی وجود ندارد. این کتاب ... چشمگیر بود، زیرا فقط می تواند منافذ و سونامی و تراژدی های انسانی باشد. در یک آمریکایی پس از آخرالزمان، یک قطعه â € \"زیادی وجود دارد، پدر و پسر سعی می کنید برای رسیدن به ساحل، امیدوار باشید که آنها ... چیزی، چیزی برای کمک به آنها برای زنده ماندن. اما شما واقعا نیازی به طرح پیچیده ای ندارید. اگر می خواهید چیزی پر از عمل این کتاب ISNâ € ™ T برای شما. زامبی ها یا مبارزه های دیوانه یا هر نوع دیگری وجود ندارد. برعکس، The Road به توضیح و توضیح تقریبا متکی است. و چیز عجیب و غریب، کسی نیست که معمولا از این نوع نوشتن لذت ببرد، اما من آن را دوست دارم. بیش از هر چیز دیگری، «جاده» یک داستان قریب الوقوع درباره عشق، فداکاری و خانواده است. و این یک کتاب برای همه نیست. شما باید صبور باشید و درک کنید که زیبایی آن در جزئیات و در رابطه با پدر و پسر شگفت انگیز است. همه چیز در مورد شخصیت ها و ساختمان جهان است.

مشاهده لینک اصلی
جاده یک جادوی ادبی است که از قسمتهای مساوی ویلیام فاکنر، ریموند کارور، ساموئل بکت و دانش فیزیکی پالپ تشکیل شده است. این به نظر می رسد بر روی کاغذ، اما کار می کند تنها در حدود 50٪ از زمان. برای اولین 25-30 صفحه از جاده من آشکارساز BS من زنگ زنگ زنگ هشدار آتش. این به زودی خندید، اما در نهایت چیزهایی که من از کتاب خوشم نیامده بود، آن را به شدت در مکان نوشتاری نوشتم و بعضی از تکنیک های مک کارتی به طور دلخواه به نظر می رسند - من از اینکه فضایل خود را کاملا درک کنم. این بررسی جیمز وودز را در «جمهوری نیوز» به دست آورد تا به من کمک کند تا ببینم که چه چیزی در مورد آن وجود دارد. چوب ستایش جاده برای: راه McCarthy به یک پس از سپتامبر 11 ترس از آخرالزمان؛ ترکیب او از یک شعر وحشیانه aâ € ™ ویلیام فاکنر با مینیمالیسم دشوار ریموند کارور؛ و برای تلاش مک کارتز برای تسریع درک آنچه که یک جهان پس از آخرالزمان به نظر می رسد و احساس می کند. جاده نمی تواند آینده ای دایمی را از برخی از ترس های فعلی و یا مصیبت های احتمالی برطرف کند. بلکه کاراکترهایش را در یک جهان که در معرض نوعی زمستان هسته ای قرار دارد (علت فاجعه هرگز مشخص نمی شود) را از بین می برد و وسواسانه تصور می کند که چه چیزی آن جهان را به نظر می رسد و احساس می کند. با وجود این فضایل، راه جاده اعدام شده است که مرا خاموش می کند. منتقدان مککارتی برای نوآوری زبان شناسی خود را ستایش می کنند و برخی از آثار زیبا در جاده وجود دارد، اما نوشتن اغلب من را به عنوان اختراع به نمایش می گذارند. منظورم این است که چه چیزی در مورد پراکندگی دلخواه با دو کلمه؟ چقدر خلاقیت زبانی برای دریافت یک حساب نقدی ثبت یک پول نقد، یا یک عضو پمپ pumporgan است. چنین دستگاههایی اغلب به اندازه کافی آزار دهنده هستند اما اغلب به اندازه کافی برای افزودن موسیقی به موسیقی پروس نیستند. سپس استفاده های مکرر از واژه های قدیمی باقی می ماند: «گریک»، «گسستن»، «نقاشی»، «لوا» و غیره. در این صورت هیچ کدام از اینها اشتباه نیست. نویسندگان باید حداکثر استفاده از منابع زبانی را در اختیار آنها قرار دهند. تفسیر سخاوتمندانه از این تیک این است که آن را به معنای ساکن شدن در زمان است که از لحاظ معنوی جدا از حال حاضر، یا می کند نقطه ای که آینده شامل رگرسیون، و نه پیشرفت است. اما آن را به عنوان مضحک و بی عیب و نقص به حساب آورد - نوعی پیچ شما را به قرن 21 قرن فارغ التحصیل می شود. چیز دیگری که من را bugged بود دفع مکرر از بمب های عمیق \"اظهارات عبارات مختصر در انتهای یک پاراگراف که اشاره در تم های فلسفی یا مذهبی. دو مشکل با اینها: اول، تقریبا همیشه دود است؛ آنها هرگز توسعه نیافته و به ندرت به معنی منفجر می شوند. دوم، آنها اغلب در نحو پیچیده پیچیده می شوند که من به آن مشکوک هستم. بنابراین، در این مورد، مککارتی مکانی است که زبان را برای ایجاد صدای ملودی عمیق تر می کند؟ علی رغم این اشتباهات، کتاب را دوست داشتم و آن را سخت به نظر می رسید. وقتی مککارتی در ثبت نام مینیمالیستی خود باقی می ماند، نوشتن بسیار خوب است. او قطعا یک خلق و خوی ایجاد می کند و بسیاری از تصاویری که او نقاشی می کند، به خصوص وقتی که توصیف منظره یا اشیاء ضروری برای بقای شخصیت های اصلی، بسیار زیبا هستند. و همانطور که چوب یادآور می شود، من برای ساختن زیر ژانر پس از آخرالزمان، با ایجاد یک جهان بی ادعا ناپدید کننده که در آن نگرانی های حال حاضر ما تقریبا به طور کامل از حافظه از بین رفته است، باید مجوز های خود را به او بدهم. بیشتر گفت و شنود در جاده در افراطی شگفت انگیز است و شخصیت ها تقریبا بدون هیچ گونه درونی زندگی می کنند. اما اعتبار McCarthy را برای نشان دادن واقعیت روانشناختی یک دنیای که در آن چیزهایی است که از زندگی درونی \"تاریخ، فرهنگ، جامعه، یک واقعیت غافلگیرانه اما در عین حال که انسانیت را به آینده نامحدود\" گسترش می دهد، اعتبار می دهد. \"اما همه آنها ناپدید شده اند. مککارتی به ما نمی گوید که چگونه از آخرالزمان جلوگیری کند، اما او به ما حس خوبی می دهد که چگونه روزهایمان را صرف آن می کنیم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جاده


 کتاب ئەفسانەی بەدفەڕ
 کتاب ونسان ون‌گوگ از دیدگاه خودش
 کتاب ویلیام شکسپیر شکایت عاشق و دو شعر دیگر
 کتاب دیوان آزاد بلگرامی
 کتاب دون کیشوت (جلد دوم)
 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)