کتاب باکره و کولی

اثر دیوید هربرت لارنس از انتشارات لوح فکر - مترجم: کاوه میرعباسی-ادبیات کلاسیک

وقتی همسر کشیش با مردی جوان و بی‌پول فرار کرد، افتضاحی بر پا شد که نگو و نپرس. دو دختر کوچکش فقط هفت و نه سال داشتند. کشیش چهار چشمی مراقب بود مبادا دخترانش مانند مادرشان گمراه شوند. ایوت، دختر کوچک کشیش، به خواهرش لوسیل گفت: دلم می‌خواهد دیوانه‌وار عاشق بشوم. قلب ایوت در سینه جهید. مردی که گاری را می‌راند کولی بود، یکی از آن چشم و ابرو مشکی‌های بلند قامت و باریک اندام و خوش سیما. همچنان که سوار گاری بود، گردن چرخاند تا کسانی را که در ماشین نشسته بودند، از زیر لبه‌ی کلاهش ببیند. و حالتش بی‌قید بود، نگاهش جسور و بی‌اعتنا. سبیل نازکی زیر بینی باریک و صاف خودنمایی می‌کرد، و دستمال گردن بزرگی، به رنگ زرد و قرمز، بسته بود. یک لحظه نگاهشان درهم گره خورد. دختر جوان از درون داغ شد و گر گرفت. در دل گفت: او از من قوی‌تر است.


خرید کتاب باکره و کولی
جستجوی کتاب باکره و کولی در گودریدز

معرفی کتاب باکره و کولی از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب باکره و کولی


 کتاب ئه‌فسانه‌ی به‌دفه‌ر
 کتاب ونسان ون‌گوگ از دیدگاه خودش
 کتاب ویلیام شکسپیر شکایت عاشق و دو شعر دیگر
 کتاب دیوان آزاد بلگرامی
 کتاب دون کیشوت (جلد دوم)
 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)