کتاب اعترافات

اثر ژان ژاک روسو از انتشارات نیلوفر - مترجم: مهستی بحرینی-ادبیات کلاسیک

In his Confessions Jean-Jacques Rousseau tells the story of his life, from the formative experience of his humble childhood in Geneva, through the achievement of international fame as novelist and philosopher in Paris, to his wanderings as an exile, persecuted by governments and alienated from the world of modern civilization. In trying to explain who he was and how he came to be the object of others admiration and abuse, Rousseau analyses with unique insight the relationship between an elusive but essential inner self and the variety of social identities he was led to adopt. The book vividly illustrates the mixture of moods and motives that underlie the writing of autobiography: defiance and vulnerability, self-exploration and denial, passion, puzzlement, and detachment. Above all, Confessions is Rousseaus search, through every resource of language, to convey what he despairs of putting into words: the personal quality of ones own existence.


خرید کتاب اعترافات
جستجوی کتاب اعترافات در گودریدز

معرفی کتاب اعترافات از نگاه کاربران
من دست به کاری می زنم که هرگز سابقه ای نداشته است و در آینده هم هیچکس نخواهد توانست از آن تقلید کند. می خواهم مردی را با تمام خصوصیات حقیقی و طبیعی خود به همنوعانم نشان دهم. و این مرد، من خواهم بود

ادبیات به ژان ژاک روسو مدیون است چون او یکی از اولین کسانی بود که صداقت را به ادبیات ترزیق کرد. پیش از وی کمتر کسی از احساسات راستین انسانی سخن گفته بود ولی روسو با وجود صدها مخالف-به تعبیر خودش دشمن- که هر لحظه آماده لغزشی از او و حمله انتقادی شدید بودند، بی پروا تجربه های زندگی اش را نوشت

طبق آنچه در وی کی پدیا خواندم، روسو قبل از نوشتن اعترافات بخاطر کتاب های « قرارداد اجتماعی» و «امیل» مورد خشم پارلمان فرانسه و نیز هلند قرار گرفت، و کتاب هایش در در ژنو و برن نیز ممنوع شد. امیل در ژنو در برابر جمع عموم پاره و آتش زده شد، و روسو به ناچار شبانه به نوشاتل گریخت و تحت حمایت فریدریک دوم (کبیر) پادشاه پروس درآمد. خشم مردم روسو را ناگزیر به فرار دوباره کرد و در سال ۱۷۶۵ به انگلستان روی آورد و نزد دیوید هیوم نویسنده و فیلسوف انگلیسی پناه یافت. او در انگلستان نوشتن اتوبیوگرافی خود، اعترافات را آغاز نمود

روسو با فروتنی می گوید: وظیفه من گفتن حقیقت است و نه قبولاندن آن
اما با پیشرفت علم روانکاوی در قرن اخیر، برخی از حقایق این کتاب بیشتر مورد قبول قرار گرفته اند

:قسمتی از اعترافات

روسو و مذهب

روسو که در نوجوانی از خانه فرار می کند، ملاقاتش با کشیشی کاتولیک قابل تامل است. کشیش که می داند خانواده روسو پروتستان هستند او را تشویق به برگشت به خانه نمی کند و فقط در این فکر است که این پسر نوجوان کاتولیک شود
جای هیچ تردید نبود که او مرا وامی نهاد تا از فرط سیه روزی از میان بروم یا پسری بزهکار شوم. چه اهمیتی داشت که مردی شریف یا بی سروپا باشم؟ مهم این بود که در مراسم عشا ربانی شرکت کنم. وانگهی نباید پنداشت که این طرز تفکر ویژه کاتولیک هاست. این طرز تفکر ویژه همه مذاهبی است که بر پایه اصول جزمی بنا شده اند و اصل را ایمان می دانند نه عمل

در جوامعی که چنین مذاهبی وجود دارد معمولا دارای بیشترین فساد هم هستند
چون کردارهای بد انسان معمولا با یک اعتراف یا یک زیارت پاک می شوند
سارتر در فلسفه اگزیستانسیالیسم مسئول بودن انسان در برابر کارهایش را مهمترین اصل فلسفه اش خواند و شاید همین باعث شد که جوامع اروپایی از این لحاظ پیشرفت زیادی بکنند


روسو و میل به آزادی

:او از قید و بند در هر چیزی متنفر است

قید و بند و الزام را در هیچ کاری نمی توانم تحمل کنم چون باعث می شوند که حتی از لذتی هم که می برم، بیزار گردم. می گویند که در میان مسلمانان(عثمانی) معمول است که در وقت سحر مردی از کوچه ها می گذرد و خطاب به شوهران جار می زند که به وظیفه زناشویی خود عمل کنند. گمان می کنم که من در چنین ساعتی در نظر ترک ها شوهر بدی به شما خواهم آمد

:یا در مورد پول
اگر این موضوع درک شود، یکی از تناقض های اخلاق ظاهری من نیز به آسانی درک خواهد شد: در آمیختن خستی شرم آور با بی اعتنایی مطلق به پول. وضع بی ثباتم مرا همواره بیمناک می دارد. من عاشق آزادی ام و بیزارم از اینکه در مضیقه، در رنج و در قید و بند باشم. پولی که در جیب دارم، تا زمانی که دوام بیاورد، آزادی ام را تامین می کند و مرا از نقشه کشیدن برای به دست آوردن پولی دیگر، نیازی که همیشه از ان نفرت داشته ام، معاف می دارد؛ اما از بیم تمام شدنش، عزیزش می دارم
پولی که در اختیار داریم، وسیله ای برای آزاد بودن است. پولی که به دنبالش هستیم، وسیله ی بردگی


روسو و فروید

لحظاتی آمیخته با نوعی هذیان در زندگی آدمی وجود دارد و بنابراین، نباید بر اساس اعمال او درباره اش داوری کرد
این جمله که برخی رفتارها منشا منطقی ندارد را در کتاب های فروید در مورد اختلال های روانی که گاها در بین انسان های عادی هم بروز می کند می توان دید

فروید بر این باور است که دوران کودکی تاثیر بسیار عمیقی بر کل زندگی ما دارد
:و روسو از کودکی و مجازاتی بی دلیل و تاثیرش بر سرشت خود چنین می گوید

آنچه احساس می کردم چیزی نبود جز انزجار، خشم و نومیدی از سختی مجازاتی هولناک برای جرمی که مرتکب نشده بودم
اکنون که این سطور را می نویسم، احساس می کنم که باز هم ضربان نبضم تند شده است. اگر صد هزار سال عمر کنم، این لحظات همواره در پیش چشمم زنده خواهد بود.این نخستین احساس خشونت و بی عدالتی چنان عمیقا در روحم نقش بسته است که هر اندیشه ی مرتبط با آن، همان هیجان نخستین را به من باز می گرداند

هرگاه شرح ستمگری های فرمانروایی مستبد و درنده خو یا سیاه کاری های موذیانه کشیشی حیله گر را می شنوم، دلم می خواهد بروم و حتی اگر بنا باشد که صدبار در این راه جان ببازم، خنجری در قلب این موجودات پست فرو کنم. بارها با دیدن اینکه خروسی، گاوی، سگی یا حیوانی دیگر جانوری را تنها برای اینکه ضعیف تر از اوست می آزارد، عرق ریزان به دنبال جانور قوی تر دویده ام و یا به سویش سنگ پرانده ام

این حرکت شاید فطری من باشد، و به گمانم چنین است. اما خاطره ی پایدار نخستین بیدادی که بر من رفت، به مدتی مچنان طولانی و به نحوی چنان استوار بدان گره خورده که طبعا شدت بیشتری به این حرکت بخشیده است


عقده ادیپ

:در کتاب چنین جملاتی زیاد می بینیم

علت اینکه در عشق ورزی با زن ها موفقیت کمی به دست آورده ام همیشه این بوده است که آنها را زیاده دوست داشته ام

بیش از آن دوستش داشتم که بتوانم به او به چشم هوس بنگرم: گمان می کنم اندیشه هایم را به روشن ترین وجهی بیان کرده باشم

مترجم در این کتاب جملاتی از فروید در مورد عقده ی ادیپ برخی مردان آورده: این مردان آنجا که دوست دارند، تمنای جنسی ندارند و آنجا که تمنای جنسی دارند، نمی توانند دوست داشته باشند

و در ادامه کتاب باز روسو از این شکایت دارد که نتوانسته است عشق و لذت را باهم داشته باشد
هنگامی که یکی از زن ها از آن من بود، حس کامخواهی ام آرامش می یافت، اما قلبم هرگز آرامش نداشت. در عین بهره مندی از لذت، نیاز به عشق آزارم می داد
لذت بردن! آیا چنین چیزی برای مرد مقدر شده است؟ آه! اگر تنها یک بار در زندگی همه ی لذت های عشق را به کمال می چشیدم، گمان نمی کنم که هستی ناپایدارم کفاف آن را می داد، در همان حال جان می سپردم



روسو و زوربا

:روسو چنین می گوید
با شعور ترین و فیلسوف منش ترین زنی را که علاقه ی بسیار اندکی به کامجویی دارد در نظر بگیرید. نابخشودنی ترین گناهی که مردی در حق این زن، که چندان هم در بند او نیست، می تواند مرتکب شود این است که بتواند از او بهره مند شود و این کار را نکند. ظاهرا این امر استثناپذیر نیست چون خویشتن داری ای که انگیزه ای جز پاکدامنی، دلبستگی و احترام نداشت، علاقه بی ریا و فراوانش را به من خدشه دار کرد

:زوربا هم می گوید
هرکس بتواند با زنی همخوابه شود و نخوابد، مرتکب گناه بزرگی می شود. پسرجان، وقتی زنی تو را می طلبد تا با تو همبستر شود و تو نمی روی، روحت فنا شده است. آن زن در پیشگاه عدل الهی آه و ناله خواهد کرد و آه او تو را، هرکه باشی و با همه اعمال نیکی که کرده باشی، به دوزخ خواهد انداخت. اگر دوزخ وجود داشته باشد من به دوزخ خواهم رفت نه به دلیل گناهان دیگر، فقط چون آن شب در @سالونیک@ زنی در بستر خود منتظر من بوده و من نرفته ام


:و در آخر قسمت زیبایی از کتاب

من هیجاناتی بی امان دارم که هرگاه منقلبم می سازند هیچ چیز نمی تواند با شور و حرارتم برابری کند؛ آن گاه دیگر نه ملاحظه کاری سرم می شود، نه احترام، نه ترس و نه نزاکت؛ و بیشرم، گستاخ، خشن و بی باک می شوم. نه آبرویی بازم می دارد و نه خطر می ترساندم: تنها آنچه به خود مشغولم می دارد در نظرم با اهمیت است و جهان دیگر برایم هیچ ارزشی ندارد. اما این لحظه ای بیش نمی پاید و لحظه ی پس از آن مرا به روطه درماندگی می افکند

اگر هنگامی که در آرامشم به سراغم بیایید، می بینید که من در عین سستی و کمرویی ام: همه چیز مرا می رماند، همه چیز دلسردم می کند. پرواز مگسی می ترساندم، کلمه ای که باید بگویم، حرکتی که باید انجام بدهم، تن آسایی ام رامشوب کند. ترس و شرم چنان مقهورم می کند که دلم می خواهد از پیش چشم همه ی آدمیان بگریزم. اگر باید کاری کرد، نمی دانم چه بکنم. اگر باید سخن بگویم، نمی دانم چه بگویم. اگر نگاهم کنند، سراسیمه می شوم. گاهی، هنگامی که به شور و شوق می آیم، می توانم آنچه را باید بگویم به خاطر بیاورم. اما در گفتگوها، تنها به سبب آنکه مجبور به سخن گفتن می شوم، برایم تحمل ناپذیرند


مشاهده لینک اصلی
چند جمله از کتاب:

علت اینکه در عشق ورزی با زن ها موفقیت کمی به دست می اورده ام این بوده است که انها را زیاده دوست داشته 1:.ام

2: به هنگام کامکاری بخت پشیمانی به خواب می رود و در دوران بد اقبالی رو ترش می کند .
3: اگر انسان می توانست مکنونات ضمیر دیگران را بخواند می دید مردمی که می خواهند فرود بیایند از مردمی که می خواهند بالا روند بیشترند .
4: مداومت در درست انجام دادن کارهای کوچک کمتر از اعمال قهرمانه نیازمند قدرت نیست و از این رهگذر می توان به بهترین نحو به افتخار و سعادت دست یافت.
5: اگر دیگران به ما احترام بگذارند بهتر است تا گاهی ستایشمان کنند.
6: باید جسمم در حرکت باشد تا روحم را به حرکت دراورد.
7: اندیشه ها انگاه که خود می خواهند می ایند نه انگاه که من می خواهم .
8: مومنان معمولا خدا را چنانکه خود هستند در نظر مجسم می کنند ان که خوب است خدا را خوب می بیند و ان که بدخواه است او را بدخواه می بیند.
9: بهترین راه بدست اوردن انچه بدان نیاز داریم بیش از ان که تمنا کردن باشد استحقاق داشتن است.

مشاهده لینک اصلی
نه به اندازه آگوستین ها، بهتر از Ushers.

مشاهده لینک اصلی
نیمه اول این کتاب بسیار جذاب است، و من خودم را دوست دارم روسو جوان حتی زمانی که من در کمال غم انگیز خود و نادان بودن نامشخص است. او راهی برای جذب خاطرات، اسانس های مردم در عادات و زیبایی مکان ها دارد. از نیمه اول کتاب، که به عنوان یکی از جذاب ترین توصیف هایی که تا به حال خوانده ام، در این بخش قرار دارد. اما نیمه دوم این کتاب غیرقابل تحمل است، به سختی از بین می رود. روسو می گوید که این بهترین کاری است که من انجام دادم: من یک مرد بودم که خیلی سریع فهمیدم که در روز دوم چیز بیشتری درباره ی من یاد نگرفته است. @ روزو در روز اول می دانست که باید بداند؛ اگر نتوانستید رابطه ی دوست داشتنی و دوست داشتنی با او برقرار کنید، نیمی از کتاب را دوباره ببینید. اما اگر شما خودتان را در نظر بگیرید که روز دوم را روز به روز بیشتر بدانید، در کتابهای 7 و 8 برخی از بیت های خوب وجود دارد و سپس شما را مجبور به توقف خواندن می کنم. یک پرتره دوست داشتنی از شاهزاده dHoudetot در وسط کتاب 9 وجود دارد و بازتابی جذاب در بذله گویی و گیاه شناسی در نزدیکی پایان کتاب 12، اما آن را به ارزش از طریق بقایای paranoia خود دفاع از کتاب 9-12 وجود دارد.

مشاهده لینک اصلی
آیا من تنها کسی هستم که دریابم که روسو به نظر بسیار متخاصم است؟

مشاهده لینک اصلی
این کار سخت بود تا کنون تجربه روستایی من از طبقات فلسفه عمومی، خواندن قرارداد اجتماعی و گفتمان نابرابری بوده است؛ بعدا بیت های امیل و Heloise جدید را می خوانم. مطمئن نیستم آنچه را که انتظار داشتم، اما این قطعا این را نداشت. این بهترین و بدترین خاطرات است، همه در یک بار: پر از جزئیات جالب در مورد یکی از ذهن های بزرگتر از روشنگری. . . و برخی از نگرانی های بسیار نافرمان از خودخواهی، و همچنین نقاشی یک تصویر کلی از یک پسر من فقط نمی خواهم هر زمان با آن صرف کنم. مردم تحسین برانگیز خود را، به خصوص او را در مورد تجربیات جنسی خود را، و قطعا یک مطالعه کامل از اعترافات تضمین می کند که شما بیشتر از آنچه که می خواستید در مورد M. Rousseau می دانستید و چه چیزی موهای خود را پشت سر می گذارد. به طور کلی، ریکنم مورد ستایش قرار گرفته توسط ذهن های علاقه مند بیشتر از من، و از آنچه یک دوست به من گفت، بسیاری از وقایع و او گفت: گفت: گفت: گفت و گو گفت: مبادلات، به نظر می رسد، Um، کمی مرتبا به منظور اعتراف بهتر. . . من نمیخواهم این موضوع خاص را تعقیب کنم چون نمیتوانم ناراحت باشم، اما فقط خواندن اعترافات سرد، من با تصور یک صداقت قابل توجه روبرو شدم: بدون تردید، روسو در تعصباتش و پارانویاش، همه چیز را به خوبی با عظیمی از ناامنی بالا میبرد و دلتنگی درست است که من برای دوره تاریخی، برای رشد روستاها و شرایط، برای مقاصد، اهمیت زیادی نمی دهم؛ من در تعصب خودم غرق در آن است که من به سادگی او را دوست نداشتم، در واقع من او را در کل *** از کتاب دوم در مورد او فکر کردم. اما من همچنین یک سوال را به عنوان خوانده ام، یک سوال که روسو هرگز نزدیک به رسیدگی نیست، و این است: چه چیزی تقسیم اختلاف بین آثار، به ویژه آثار سیاسی، و زندگی زندگی می کنند؟ چگونه می توان از پنج فرزند نوزاد خود را به دولت (و از طریق اعتراضات مادر خود) به نوشتن امیل رسید؟ چگونه می توان از خرید یک دختر 12 ساله به عنوان یک معشوقه شخصی برای تبرئه کردن در مورد اموال و نابرابری برآمد؟ از آنجایی که او این سفر را انجام داد، به میزان قابل توجهی که بسیاری از آنچه که نوشت، امروز احساس تازه و مناسب می کند. این ترانزیت، متأسفانه، چیزی است که او تصمیم گرفت اعتراف کند، و این چیزی است که از همه مهمتر از همه متاسف است.

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب مهم است، و بسیاری از آن سرگرم کننده و حتی جذاب برای خواندن، به خصوص قسمت اول، قبل از اینکه برای پاریس و شهرت برود. با دادن روستا به او، به زودی شروع می کنیم. او در واقع رؤیای خود را با صداقت فوقالعاده ای پنهان می کند. هر گناه جوان، تجربه جنسی، تقلب مسخره، اشتیاق، عصبانیت، فرصت های از دست رفته و خیانت به طور مستقیم و آشکارا گفته می شود. شاید ما همه چیزهایی را که باعث ایجاد انگیزه در هنگام جوان شدن هستند انجام دهیم، اما من فکر می کنم ژان ژاک قصد دارد یک رکورد باشد. (او فکر می کند هیچکس دیگر هرگز چنین تعبیری را صادقانه نمی نویسد، شاید شاید زیردشمایی از تجربیات قرن بیست و یکم). او داستان را به سادگی و جذاب می نویسد، اگر به مدت طولانی از علاقه اش برای این همکار خوش تیپ استفاده شود. او به اندازه کافی خوب می داند که دارای استعدادهای غیرمعمول است و به نوعی از هم جدا شدن است (ص 643)، اما او همچنین دارای احساسات گرم و انسانی است. او عاشق واقعی خود را برای معشوقه طولانی مدت تحصیل کرده خود، که او پنج فرزند داشت، نشان می دهد. او بیشتر از همه یک زندگی بازنشستگی آرام، راه رفتن در جنگل و @ botanizing می گیرد. @ او به همان اندازه مایل است با یک شاهزاده و برادر با یک دهقان بنشیند. ما باید این را نیز در نظر بگیریم: برای بیشتر عمر او به نظر می رسد او از یک پروستات بزرگ نشده که باعث ادرار شدن دردناک و دشوار شد، رنج می برد. برای مدت طولانی او بیشتر از درمان های نفوذی هدایت شده توسط اشتباه تشخیص به عنوان kidneystone رنج می برد. در یک نقطه یک پروب شیشه ای در مجرای ادرار افتاد و نمی توانست برداشته شود. علی رغم این آسیب ها، به نظر می رسد که واقعا بدبختی نسبت به دیگران را داشته باشد، حتی کسانی که دشمنان بی شمار و دوستان دروغین خیانت می کنند. او بیشتر در غم و اندوه - غم و اندوه بزرگ و غم انگیز - بیش از خشم می نویسد. از سوی دیگر: او از نادانی غلط رنج می برد. لاف زدن در هر صفحه نیست، اما روسو دقت می کند که ما را از تمام زمان هایی که از ادعای اعتبار خودداری کرد، مطلع سازد. اهداف او حداکثر سازگار با فضیلت است تا اینکه فانی هرگز تصور نمیکند @ (ص 353). او سرنوشتی را تجربه کرده است که در میان مردان فانی (408) هیچ نمونه دیگری وجود ندارد. او دارای درجه حرارت قابل احترام ترین است. . . شاید طبیعت شاید @ (436) تولید کند. او به ما می گوید،Base انتقام غیر قابل قبول از قلب من است، و نفرت هرگز پیدا کردن جای پای خود را وجود دارد @ (462) - چه برکت است تا مطمئن شوید! بزرگواری او حیرت انگیز است (470). او بهترین دوست مردان است @ (505). او مطمئن است که پس از موفقیت یک رمان (533) تمام زنان اشرافی پاریس به او دسترسی دارند. او بر رضایت خود، شور و شوق برای عدالت، سخاوت روح و عشق ذاتی عدالت (620) توضیح می دهد. و او را به ما اطمینان می دهد، @ من هرگز فراموش نشدنی @ (432). البته، او باعث می شود دشمنان. برای شنیدن او به آن می گویند، او استعداد منحصر به فرد برای انتخاب به عنوان دوستان فقط کسانی که مخفیانه او را روشن کنید. او باید جاذبه غیر طبیعی برای دوستان دروغین و backstabber، حسادت و فریبکارانه مخرب داشته باشد. آنها او را از غم و اندوه بیرون می آورند و به سادگی خود را سرگرم می کنند @ (ص 462). او ممکن است دشمنان واقعی را توسعه داده، اما برای من به نظر می رسد مانند آن است که لمس پارانویا واقعی، و او در واقعیت در زمان های ناچیز بود. او در همه جا توطئه ها را می بیند تا او را سرزنش کنند، شرمنده و ناراحت کنند. آنها بیش از حد فراگیر، ظریف و بی معنی مخرب هستند تا اعتقاد داشته باشند. او می گوید که از قلب من همه چیز را که به احکام دیگران احترام می گذارند، از قلب من پاک می کند @ (ص 355). شاید او باید توجه داشته باشد. او تصميم می گيرد آداب زمان و مکان خود را به جاي آنکه به طور مستقل @ بپردازد، گمراه می کند، اما پس از آن می گويد که هدی به جای نمایشگاه خود (ص 370) می میرد. هنگامی که مردم علیه او باز می گردند، وی را با رفتن به ناخوشایند @ armenian @ cosmet: cuffan and fur cap، ادامه می دهد. او می گوید راحت تر از بدبختی او است، و آن را @ cowardly @ می کند تا آن را بپوشاند تا از توجه مردم جلوگیری شود. لباس ممکن است موضوع اصلی باشد، اما مذهب نیست. او پس از فرار از یک کارآموزی در ژنو به کاتولیک به عنوان یک جوان تبدیل می شود. پس از اینکه نوشته هایش او را در فرانسه ناپسند ساخت، او می خواهد به ژنو بازگردد (ص 383). او می یابد که حق و حساس بودن اجازه می دهد که مقامات محلی تصمیم بگیرند که اشکال عبادت و نکات دگماتیک نامعلوم، به پروتستانتیسم بازمی گردد. او خود را اطمینان می دهد که درک خود از کتاب مقدس بیش از همه دیگران است و او کشف کرده است تنها راه یک مرد معقول می تواند یک مسیحی است. اما حتی در سوئیس او محبوب است. به نظر می رسد صادقانه گیج می شود که مردم فقط می توانند دشمن خود را تبدیل کنند زیرا او چندین کتاب فوق العاده ای را چاپ می کند که تمام جامعه، اعتقادات و مذهب را رد می کند. چگونه مردم نابغه چنین خلوص قلب را محکوم می کنند؟ او نمی تواند باقی بماند و خود را کاملا بدرفتاری کند (622). او از عقیده مؤمنی بزرگ در حاکمیت حکومت مردمی که از نگرانی های مردمی رانده می شود، قدردانی نمی کند. من نمی توانم از رفتار خشونت آمیز خود با معشوقه و فرزندانش گذشت کنم. او تریس را ستایش می کند و به نظر می رسد که او را واقعا دوست دارد، اما او اعلام می کند که او هرگز ازدواج نخواهد کرد، بدون گفتن ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اعترافات


 کتاب دون کیشوت (جلد دوم)
 کتاب برادران کارامازوف (جلد دوم)
 کتاب مجموعه ماجراهای پری شنی (3جلدی،باقاب)
 کتاب 1001 شب
 کتاب مجموعه جاودانه های ادبیات جهان (11جلدی،باقاب)
 کتاب شب جتسمانی