کتاب قلب سگی

اثر میخائیل بولگاکف از انتشارات ماهی - مترجم: آبتین گلکار-ادبیات کلاسیک

میخاییل بولگاکوف داستان قلب سگی را در سال 1925 نوشت، اما این کتاب حدود 35 سال پس از درگذشت او مجال انتشار یافت؛ در سال ۱۹۸۷. زیرا در زمان حیات او به‌هیچ‌وجه قابل انتشار نبود و هر که آن را می‌خواند از صراحت ضدکمونیستی‌اش به هراس می‌افتاد. قلب سگی همچنین مشهورترین اثر طنز انتقادی بولگاکوف به‌شمار می‌رود و از زبان یک سگ روایت می‌شود؛ سگی که به دست پروفسوری به نام پری آبراژینسکی جراحی و و شده و به قامت یک انسان در آمده است. بولگاکوف دیدگاه‌های خود درباره‌ی انقلاب شوروی را از زبان پروفسور آبراژنسکی ابراز کرده است. آنچه بیش از همه مایه‌ی آزردگی پروفسور می‌شود غفلت مردم از کار و وظیفه‌ اصلی‌شان است و پرداختن به کارهایی که در آن‌ها تخصص ندارند.


خرید کتاب قلب سگی
جستجوی کتاب قلب سگی در گودریدز

معرفی کتاب قلب سگی از نگاه کاربران
Собачье сердце = Sobache serdtse = The Heart of a Dog, Mikhail Afanasevich‬ Bulgakov
Heart of a Dog (Russian: Собачье сердце, Sobache serdtse) is a novel by Russian author Mikhail Bulgakov.
تاریخ نخستین خوانش: روز اول ماه فوریه سال 1990 میلادی
عنوان: دل سگ؛ نویسنده: م‍ی‍خ‍ای‍ی‍ل‌ آف‍ان‍اس‍ی‍وی‍چ‌ بولگاکوف؛ مترجم: مهدی غبرایی؛ تهران، مرکز فرهنگی و هنری اقبال؛ 1368، در 203 ص
دل سگ یا «قلب سگی» رمانی ست، اثر نویسنده ی روس: میخائیل بولگاکف؛ که ایشان آن را بین ژانویه و مارس 1925 میلادی نوشتند، ولی تا سال 1987 میلادی، در اتحاد جماهیر شوروی، امکان انتشار پیدا نکرد. تمثیل بُرنده‌ ای ست درباره ی انقلاب روسیه. داستان درباره ی سگ ولگردی به نام «شاریک» است، که ظاهر انسانی به خود میگیرد؛ سگ در این داستان، نماد مردم روسیه است، که قرن‌ها تحت ستم، و خشونت بوده، و با آنها همچو حیوانات رفتار کرده‌ اند. جراح عجیب داستان، تجسم حزب کمونیست (یا شاید خود لنین) باشد، و عمل پیوند دشواری که برای تبدیل سگ به انسان، انجام می‌شود، نمادی از نتیجه ی انقلاب است. بولگاکف، در این داستان، با طنزی تلخ، نشان می‌دهد: این مغز نیست که انسان‌ساز است، بلکه قلب شالوده و پایه ی ساخت انسان است. صرف داشتن عقل، نمی‌تواند «آدم» بسازد، بلکه احساس و روح انسانی ست، که «انسان» می‌سازد. ... ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
اولین خوانش من از میخاییل بولگاکوف که هم روان بود و هم جذاب در عین حال قابل تامل. قلب سگی که سالهای سال پس از مرگ نویسنده اش به چاپ رسيده با صراحت لهجه از انسان جدیدی که به دست کمونیست ها در شوروی بوجود آمده و دارای خصوصیات منزجر کننده و رفتارهای ناهنجاری میباشد سخن میراند. نویسنده به زیبایی این انسان نو ساخته را در قالب یک سگ به تصویر کشیده و دشواری زندگی محدود کمونیستی در زیر عقاید محکوم شده و ساخته پرداخته آن رژیم را به نمایش میگذارد. به باور نویسنده کمونیست با تفکری خشک و قالبی ذهن افراد را به خامی و گمراهی کشیده و این جهل و پرورش نیافتگی هنگامی که بدون شناخت و اعتقاد قلبی در خدمت ایدئولوژی قرار میگیرد انسان را به جایی میرساند که حیاتش از زندگی یک سگ ولگرد نیز کم ارزش تر میشود.

کتاب داستان عمل جراحى سگ ولگردی است به دست یک پرفسور دانشمند در جهت تحقیقات درازمدتش برای اصلاح نژاد بشر است كه به شکلی هولناک به خطا رفته و زندگی را بر همگان تلخ كرده است تا به جایی که طبیب به خبط خود اعتراف کرده و میگوید:

@من, یعنی فیلیپ پری آبراژنسکی, تا به حال در عمرم کاری سخت تر از این انجام نداده ام. بله, میشود هیپوفیز اسپینوزا یا فلان ملعون دیگر را به هم پیوند زد و از سگ, موجود بسیار برازنده و قابلی ساخت, ولی – لعنت بر شیطان – آخر برای چه؟ لطفا به من بفرمایید وقتی هر زن ساده ی دهاتی می تواند هروقت که دلش بخواهد اسپینوزایی به دنیا بیاورد, چه لزومی به تولید مصنوعی اسپینوزا هست؟@

القای داستان و نقدهای نوشته شده بر آن حاکی از سرنوشت مردمی است که به شکل ناخواسته به اطاعت رژیمی خشک و مقرراتی در آمده و زندگی اشان به نکبت کشیده شده است. اگر پرفسور آبراژانسکی را رژیم کمونیستی تصور کنیم و سگ ولگرد را که بی اختیار تحت عمل جراحی برای اصلاح نژاد قرار رفته مردم شوروی به حساب بیاوریم در میانه راه و با حرکتهایی که ازدو طرف سر میزند کمی دچار تردید میشویم که آیا نویسنده عقاید ضد کمونیستی داشته است و یا کمونیست را نظامی برتر میدیده که در خور افراد دون پایه ای چون مردم عادی کوچه و بازار نبوده است به طرزی که در آخر خود را محکوم به تغییر خلق خودش دیده و انسان سگ نما را دوباره به سگ اولیه تبدیل میکند و میگوید: علم هنوز راهی برای تبدیل درندگان به انسان پیدا نکرده است. من امتحان کردم, ولی همان طور که می بینید, موفقیت آمیز نبود!!

با وجود این ابهام داستان را بسیار دوست داشتم و امیدوارم که بزودی خوانش های بیشتری از این نویسنده داشته باشم.

@در نظر بگیرید که تمام بدبختی این است که قلب او دیگر دقیقا قلب آدم است, نه قلب سگ, آن هم مزخرف ترین قلبی که در طبیعت نظیرش پیدا میشود!@

.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلب سگی


 کتاب 24 ساعت از زندگی یک زن
 کتاب ینگه دنیا 1919
 کتاب خویشاوندی های اختیاری
 کتاب پستچی همیشه دوبار زنگ می زند
 کتاب مهندسی که دلباخته اعداد بود
 کتاب وحشی