کتاب سقوط

اثر آلبر کامو از انتشارات مجید (به سخن) - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات کلاسیک

یک طرف زیبایی است و، طرف دیگر، درهم‌شکستگان و پایمال‌شدگان. هرقدر هم این کار دشوار باشد من می‌خواهم به هر دو طرف وفادار بمانم.‏
آلبر کامو

در یکی از میکده‌های آمستردام، مردی از خود و زندگی خود سخن می‌گوید و سقوط تدریجی خود را، مرحله به مرحله، شرح می‌دهد. ژان‌باتیست کلمانس، که روزگاری در پاریس وکیلی مبرز و موفق، و نمونهٔ انسانی درستکار و گشاده‌دست و پاکباز بوده‌است، اینک بر این گذشته نگاهی هولناک می‌افکند و در پرتو ذهنی هشیار، دروغ و دورویی خود و دیگران را فاش می‌سازد: در این جهان و در این زمان هیچ‌کس نمی‌تواند خود را بیگناه بداند. تصویری که کلمانس از خود عرضه می‌کند ناگهان تصویر خود ما می‌شود.‏

این کتاب کوچک آینهٔ تمام‌نمای روزگار ما و انسان امروز است.‏


خرید کتاب سقوط
جستجوی کتاب سقوط در گودریدز

معرفی کتاب سقوط از نگاه کاربران
سقوط توسط آلبر کامو مونولوژیست یک فرد نفس نفس است که عبارات آنها را در یک ریتم کورکورانه پیروی می کنند و خود را به یک مخاطب توجه می دهند. اعترافات مردی که گناه نکردن به خودکشی یک زن جوان که از یک پل برداشته شده واکنش نشان داده است. این گناه وجدان انسانی را بیدار می کند ... یان باپتیست کلامینس، بورژوازی بیهوده و خودخواه، یک مدافع مشهور، که اقدامات محاسبه شده محاسبه شده خود را متمایز می کند، زندگی عمیق پاریسی خود را، کار خود را به دنبال خودکشی یک زن جوان، رها می کند. او سپس تصمیم می گیرد نقش خود را با قرار دادن خود در نیمکت متهم به منظور قضاوت خود را بدون duplicity.He متعلق به خود را به هلند، یک کشور سرد و غول پیکر سنگی که او به عنوان دروازه های جهنم توصیف کرد. کاخان می خواهد به توبه از گناهانش، او به عنوان ناظر شناخته می شود، از بروز خشم انسان می کاهد، اما او رنج می برد، مست می شود و شانه ها را با مکان های نا آشنا می کشد. او به عنوان قاضی جماعت در یک مکزیکو سیتی جایگاه خود را به دست می آورد، جایی که او عمدا خود را اعتراف می کند و خود را از گسل های بشریت متهم می کند تا آنها را به مخاطبانش ارسال کند، امیدوار است که خودشان از اشتباهات خود مطلع شوند. یک نبی در رستگاری کامل، او خود را به حق برای قضاوت در مورد مردان می دهد (بیشتر خودم را متهم می کنم و بیشتر من حق دارم به شما قضاوت کنم)، هدف او بورژوازی است، اما گناه او گرسنگی را دنبال می کند، اعتراف و رستگاری نمی تواند همیشه باشد پیشنهاد عفو و بخشش ... در لحظات سرد و یخی که با فصاحت بزرگ نوشته شده، آلبر کامو با کلمات پر سر و صدایی به ما حمله می کند، بشریت خودخواه را مورد انتقاد قرار می دهد، بدون اینکه فراموش کند که او به خوبی بخشی از آن است. @ The fall @ causes ناراحتی ناخوشایند را در خواننده ایجاد می کند و ما را به سوالاتی درباره ی وجودی خود می اندازد. برای مطالعه یا مطالعه حداقل توسط کنجکاوی.

مشاهده لینک اصلی
آگاهی - یک گذرنامه را به InfernoSerá ملیله دوزی © اعمال ما از محبت به دیگران، ناشی از خودشیفتگی شایع وقتی صدقه دادن، کمک به یک مرد کور عبور از خیابان، و غیره، و غیره، ... será! ما آن را انجام دهد چرا که چنین نگرش SA £ مثبت توسط avaliaçÃμes از دیگران، که آنها به ما با برچسب زدن به ما و همچنینpessoas @! ... Será altruÃsmo شکلی از egoÃsmo hipócrita! خودشیفتگی نقاب دار پاداش ذکر شده است؟ ! با سقوط کامو pÃμe نگران طبیعت انسان، محکوم او را به یک محاکمه است © RIL - یک خود تنبیهی آگاهی مرده، محدود به محکوم irremediável.à ‰ چرخه ابدی گناه و خود است که وجود دارد -Julgamento که در آن Mudança سدیم £ تا به محل ما به طرز ناامید کننده Maus به - موجودات در پاییز contÃnua با آگاهی قریب به اتفاق، ابزار شکنجه که £ funçà única ما نقطه هر ناباوری erro.Que در بشریت نه تنها نه هیچ برگشتی وجود ندارد :(

مشاهده لینک اصلی
در هر صورت، من امروز فقط اعترافات را دوست دارم و نويسندگان اعترافات عمدتا به نوشتن اعتراف مي کنند، و هيچ چيزي را از آنها نمي دانند. زمانی که آنها وانمود می کنند که خود را در معرض آن قرار می دهند، لحظه ای برای مراقب باشید: آنها آرایش را روی جسد قرار می دهند. تا آنجا که خروجی خود را از دست می دهد، کامو برای سه کار مشهور است: غریبه طاعون و این یکی، سقوط. دو نفر اول مکان های قطعی را در میان چرخه کار خود در خلق او و توسعه ایده های خود دارند: Absurd and Revolt. اما سقوط نمی کند. حتی قسمت چرخه سوم برنامه ریزی شده \"عشق\" که حتی به دلیل مرگ اتفاقی کامو نیز به پایان نرسیده بود، حتی به اتمام نرسیده بود. این یک داستان کوتاه بود که به یک داستان رسیده بود و به طور جداگانه به داستان های کوتاه دیگر که به عنوان تبعید و پادشاهی قرار داشت منتشر شد. من ابتدا می گویم، از سه نمایش تئاتر کامو که من شاهد آن بوده ام ، کارگردان Drake Tingwell به عنوان Jean-Baptiste Clamence، در نسخه اقتباس شده برای مرحله ای از این کتاب مایکل Cronin است، که در طول رأی دادن به کار خود این سال را برای من مهمترین شخصیت کامو برای من اشغال کرده است . من می توانم او را به ارائه برخی از خطوط کلیدی، مانند: اما اجازه دهید من خودم معرفی: ژان باپتیست Clamence، در خدمت شما. از ملاقات شما بسیار خوشحالم. شما باید در کسب و کار باشید؟ کم و بیش؟ پاسخ عالی جادوگر نیز: ما فقط کمتر یا بیشتر در هر چیزی. شاید به خاطر آن است که مناسب برای نمایش یک مرد؟ منظورم این است که، به عنوان یک رمان، این یک مرد است. به هر حال، او به نظر می رسد Clamence را به من بسپارد و به همین ترتیب بازیگران که Meursault و Rieux بازی می کنند ندارند. این رمان یک اعتراف و اعتراف در مورد ماهیت اعترافات و معنی آن است. چگونه برای ما کار می کنند چرا آنها ضروری هستند. چه چیزی سبب گناه می شود، چه چیزی باعث بیگناهی فرد می شود، به طور خاص و به طور کلی. Clamence نقش قاضی محکوم را تصدیق می کند، نقش او به طور کامل تا پایان پایان داستان توضیح نمی دهد. ما، خواننده، همدم ناموفق در نوار و خیابان ها و خانه های آمستردام، نقش شنیدن اعتراف این مرد افتاده را ایفا می کنیم. او ما را با سرعتي بسيار شگفت زده مي کند و اغلب با اطلاعاتي که هنوز در دسترس است ما را تحسين مي کند. ما از پيشرفت او به عنوان يک وکيل دفاع مي کنيم که لازم است، اما هميشه در سمت راست قرار دارد. او فراتر از شرارت است و او این موقعیت را به شدت لذت می برد. اما یک رویداد اتفاق می افتد، به آرامی، یک رویداد که در زندگی کامو اتفاق می افتد، رخ می دهد، که موجب نابودی شخصیت Clamence، سوءاستفاده از خود، حس گناه است که همیشه وجود دارد، که همیشه باید وجود داشته باشد ، اما او مقاومت کرده بود. و او قضاوت همه را در اطراف او احساس می کند. او به طور مرتب خنده فانتوم را می بیند که از هیچ جایی نمی آید. بعدا، در مورد مسیح صحبت می کند، او می تواند او را مجازات کند، حتی قبل از اینکه او متولد شود. هیچ برهنه ای نیست ... و پس از آن او را برای همیشه ترک کرد، و آنها را ترک کرد تا به قضاوت و محکوم کردنشان بپردازند، با عفو بر لب و جمله ای که در قلب آنهاست. در بعضی موارد، همانطور که روبن بوس به خوبی به آن اشاره می کند، کامو پاسخ به روشنفکران پاریس که او را بیش از سیاست های ناسازگار او متوقف کرده بود - ناسازگار به این معنی که کامو هرگز خوشحال به پذیرش هر گونه manifesto به عنوان طرح غیر قابل انکار برای زندگی است. این رمان، پاسخ او، پاسخ مناسب ادبی است که به زور \"زخم\" خود را مورد حمله قرار می دهد، در حالی که در همان زمان، خود را از بین نمی برد. بی تردید، و در حالی که این یک نقطه تاریخی و جغرافیایی جالب است، کامو به مراتب بیشتر می رسد. شما به راحتی می توانید نقش های معاصر را برای «کارآفرینان بی نظیر» بازی کنید. آنها آزادانه صحبت می کنند، بنابراین آنها باید به همان اندازه که بتوانند، به دست آورند. و از آنجایی که اکثر آنها هیچ گونه آزادی یا احکام را نمی خواهند، دعا می کنند که اسلحه های خود را بسوزانند، قوانین وحشتناکی را اختراع می کنند و عجله می کنند تا قرآن را جایگزین کلیسا کنند. کیموس یک بی ایمان است، اما او نمی تواند به راحتی عمق نقد اخلاقی و اعتقادات الهیات مسیحی را از بین می برد. زمانی که او به اهداف و پویایی های آنچه که در جایگزینی ارائه می شود بی اعتماد است و کلامنس برخی از آن را بیان می کند، اما همیشه با عذر خواهی است. به طور خلاصه، شما ببینید، ایده اصلی آزاد شدن دیگر نیست، بلکه توبه و اطاعت از یک قاتل بزرگتر از شماست. اگر Meursault بیگانه باشد، سپس Clamence Insider است. افراد بیگناه در معرض بیگناهی قرار می گیرند، Insider به زندان گناه می افتد. همه ما همگی با هم صحبت می کنیم، به طور دائمی صحبت می کنیم، به طور دائمی در حال سوءاستفاده از سوالات مشابه هستیم، هرچند پاسخ ها را قبل از شروع ما می دانیم. Clamence انسان برای زمان ما است او Janus ما است، نوعی که ما عبادت می کنیم. او اکنون مشهور است، نه یک وکیل، اما یک بازیگر بازی کردن وکیل در مجموعه بزرگ بودجه بزرگ HBO است، نوعی که مردم در مورد کولرهای آب و صفحات فیس بوک صحبت می کنند. و کارهای خیریه او انجام خواهد شد! شما همه چیز را در Twitterfeed خواهید دید. سن ما او را به مراتب طولانی تر از 50 سالگی می توانست ... | صبح روزی، من محاکمه خود را به پایان رساندم و به نتیجه رسیدم که ...

مشاهده لینک اصلی
وقتی کامو جایزه نوبل ادبیات را در سال 1957 به دست آورد، او علیه نیکس کازانتزاکیس بود. همه باید بگویم این است که حداقل Kazantzakis به یک حریف ارزشمند از دست داد. کامو به سرعت تبدیل به یکی از نویسندگان مورد علاقه من می شود. من فکر نمی کنم که من تا به حال در کنار یکی دیگر از نویسنده است که قادر به تشخیص احساسات با دقت یک جراح است. این واقعا باور نکردنی است که چگونه تحلیلی ذهن او است و استعداد واقعی چگونه او می تواند آن را به کار خود را با حس شوخ طبعی، گاه گرایانه و همیشه فروتنانه است. چیزی که من در مورد خواندن کتابهایش دوست دارم این است که آنها باعث میشوند که من در زندگی عاشقانه شوم. و به این ترتیب، من در دوران کودکی و بی گناهی خودم می خواهم که خراب شود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سقوط


 کتاب من و ساز و کارهای دفاعی
 کتاب جود گمنام
 کتاب نبرد من
 کتاب صومعه شمالی
 کتاب پرتقال کوکی
 کتاب زایش تراژدی