کتاب در راه

اثر جک کروآک از انتشارات نشر چشمه - مترجم: احسان نوروزی-ادبیات کلاسیک

باهم تو خیابان ول گشتند و به همه‌ی قضایای قدیم‌شان سرک کشیدند و رفته‌رفته غم‌زده‌تر، هوشیارتر و بی‌رودربایستی‌تر شدند. ولی بعد، عین دوتا رفیق تریپ تو خیابان‌ها رقصیدند و من هم پشت‌شان لخ‌لخ کردم، همان کاری که یک عمر پشت آدم‌هایی کرده‌ام که باهاشان حال می‌کردم، چون تنها آدم‌هایی که باهاشان حال می‌کنم دیوانه‌هایند، آدم‌هایی که دیوانه‌ی زندگی‌اند، دیوانه‌ی حرف زدن‌اند، دیوانه‌ی نجات یافتن، در یک‌آن خوره‌ی همه‌چیز هستند، آدم‌هایی که هیچ‌وقت خمیازه نمی‌کشند و حرف‌های معمولی نمی‌زنند، فقط می‌سوزند، می‌سوزند، می‌سوزند عین آتش‌بازی‌های زردفامی که مثل عنکبوت‌هایی میان ستاره‌ها منفجر می‌شوند و وسط‌شان نور تند آبی‌رنگی می‌بینی و ...


خرید کتاب در راه
جستجوی کتاب در راه در گودریدز

معرفی کتاب در راه از نگاه کاربران
نویسنده ویلیام کین، در قطعه ای برای مجله Slate در مورد شایستگی ها در جاده، نوشت: \"این برای من سخت است که منجر به احضار بیشتر فاصله بحرانی به سمت در جاده از من می توانم به سمت شکل چهره من یا بوی من عرقم @ من خیلی احساس همان. برای من، در جاده از زمان و مکانی که من آن را خوانده ام، جدا نیست. من، به معنای واقعی کلمه، در جاده بودم، در کالج های نیوانگلند در سال تحصیلی سال دوم دبیرستان نگاه کردم. Id این کتاب را از نامزد جدید من دوست دختر دینا بر این گذاشت که اصرار داشت که چیزی شگفت انگیز نبود. این اولین بار بود که Id را شنیده نویل جوان ها را به طور کامل شنیده بود. ایده ترجیح می دهد که هیچ کدام از این ها را از لحاظ شکل دهی به چند سال آینده تغییر ندهید، و در این مورد، که من هم اکنون هستم. تمام این جزئیات کمکی و نستشتی را پذیرفته ام، احتمالا نباید با ارزیابی من از کتاب. بعد از همه، من آن را در مطلق @ perfect @ زمان خواندم: دور از خانه، @ پیدا کردن خودم، @ بله بل بله. اما میدونی چیه؟ من نمی دونم چطوری چی بود، و شاید هنوز هم هست. این کتاب آن را از پارک لعنتی برای من زد. و بنابراین اگر میلیون ها کودک با همان نوع از پس زمینه همان لذت بردن از همان نوع @ spiritual @ تجربه با کتاب؟ من نمی دانستم که در آن زمان. همه چیزهایی که من از جک کرواک می دانستم، عکس او در جلد کتاب بود. چقدر در جاده ها با تصمیم گیری در رفتن به مدرسه در نیو انگلند بودم، اما در پیتسبورگ اقامت کردم و بهcity school @ رفتم؟ چقدر باید با نوشتن فوکوس فوری و مطلق خود را انجام داد؟ چقدر باید با آن دختر که آن را به من بدهد، چه کسی هنوز در عاشق امروز است؟ من نمی دانم. آنچه که من می دانم این است که تمام بخش های آن همان بسته است، و من نمی توانم آن را حذف کنم، اگر من سعی کردم. و چرا من می خواهم؟ برای نشان دادن برخی از موضع ناخوشایند ناخوشایند پس از کالج که کتاب فقط این خوب است؟ من برای آن وقت ندارم. اگر این به نظر می رسد دفاعی و یا حتی موضوع، آن را به دلیل Ive مجبور به دفاع از این کتاب بارها و بارها. در مورد بحث ساختار روایی یا رشد شخصیت، وقتی که واکنش من نسبت به این کتاب خیلی بیشتر از یک تمجید صرفا علمی بود، وقتی که آن را کاملا فیزیکی بود، چه نقطه نظر؟ کوروچ، سرباز وحشی وحشی بود که یک گروه از افراد بد را کشید، انگشت خود را به آرامی با استفاده از تپانچه خود؛ من پسر کوچولو در خانه بودم، تماشای او در تلویزیون با یک کلاه گاوچران پلاستیکی روی سر من. آیا فکر می کنید که من وقت تلف کردن در مورد فیلمبرداری را هدر ندهم؟ به این معنا نیست که من فکر می کنم که کتاب بدون ماده است و نمی توان از نظر علمی قدردانی کرد. در حقیقت، آن را برای بررسی حتی طولانی تر تلاش برای توصیف این را می دهد. نکته من این است که آنها نیز پس از واقعیت به نظر می رسند. رمان فوق العاده ای است که با درخشندگی و سعادت و تحسین به سر می برد.

مشاهده لینک اصلی
من در مدرسه در آکادمی دریایی مرچنت بودم. من نوزده ساله بودم یک پسر گرجستان من هیچ مشکلی در آنجا نداشتم معامله در آکادمی این است که شما شش ماه از سال دوم سال تحصیلی و شش ماه از سال های سال تحصیلی خود در دریاها را می گذرانید. حداقل این چطور بود. من می شنوم که در حال حاضر سهمیه ای هستند. چه کسی می داند؟ به هر حال، این سال دریا بود که من را به مدرسه جذب کرد. بنابراین، من 19 ساله، بوزر سنگین، توپ را به دیوارها گفتم. من در حال آمدن نبودم که مجبور باشم زندگی خود را با تمام وجود در لباس نیروی دریایی به کار ببرم و هنرمندی کم یا بدون آن را ایجاد کنم. تا چند سال بعد در زندگی اهمیت هنر را نمی دانم. من فقط یک مات را واقعا اجرا می کردم، بدون هیچ تعادل. زمان برای رفتن به دریا بود. کفشهای FBI سیاه و سفید براق به راهروهای پیشخدمت نظامی راه می یابند. مو به زیر پوشش حراست، دست ها پر بود، من راه می رفتم اتاق دون ریان. اتاق او مانند یک دیوراما بود. شما می توانید راه بروید، و آنچه در جریان بود در داخل کاملا و به طور کامل بدون در نظر گرفتن قوانین خارج شد. به نظر می رسید که نمایشگاه شسته و رفته و منظم از زمان و مکان دیگر بود. او و همرزمانش گرگ هارپر یک بازی کامل بودند. تمرین های مورد علاقه گری شامل یک ساعت افزایش وزن و بعد از یک ضربه شوت بود. سه مایل را در حالی که یک سیگار را در هر مایل سیگار کشیدید، بدون متوقف کردن ذهن شما، و سپس به اتاق خود را برای یک سریع یک دو نفر به تنهایی در اتاق خود درست قبل از Devon بازگشت از فروشگاه ماشین. البته همه اینها با چسبناکی تمام شده است و در عین حال سیگار کشیدن سیگارهای غیر فیلترشده را نیز تحت پوشش قرار می دهد، در حالی که لبخند بزنید زیر قفل های قهوه ای قهوه ای، به عقب برگردید و اظهارات دست در مورد نحوه نام هارپر نام سیاه کنید. گرگ نوعی از مردی بود که همیشه می خواستم یاد بگیرم. به نظر میرسید که از نظر عواقب ناشی از جامعه یا برچسبها یا هرچیز دیگری به نظر نمیرسد. گرگ همیشه به نظر من عاقلانه فراتر از سال هایش به من بود. پس Devon وجود داشت. او ایرلندی بود. ایرلندی لانگ آیلند، که اگر از من بپرسید، نوع دیگری از ایرلندی است که در کل، به این معنی است که فرهنگ مردم ایرلندی در لانگ آیلند زندگی می کند و این جدایی آنها از ایرلند است که آنها را در اینجا متصل می کند. وقتی که من برای اولین بار از جورجیا به نیویورک رفتم، مردم از شما می پرسند «از کجا هستید؟» و من می گویم «جورجیا». «نه، منظورم این است که شما چه می کنید؟» «من» می دانم که ممکن است RedNeck باشد. آنچه آنها دنبالش بودند، ولزی بودند، من ولزی هستم، اما بعد از آن، من ویلز خودم تقریبا برای من مهم نیست؛ زیرا Devon بودن ایرلندی برای او مهم است . او ایرلندی بود و می توانست فقط با نگاه کردن به او بگوید. به سمت چشیر به سمت چپ روی صورت گرد، Devon به عنوان هر مردی که من تا به حال ملاقات کرده بود به عنوان ایرلندی بود. دیوون مرا متوقف کرد، همانطور که دستانم را از دست دادم. â € œHey مرد، â € او بیش از من زانو زد. دود اتاق را پر کرد گرگ و دون هر سيگاری نشتی دودی را سیگار می کشند و فقط بر روی زمین خیس می شوند. آنها کثیف نبودند، در حقیقت اتاق آنها همانطور که همیشه اتاق را تمیز می کرد، پاک می شد. آنها فقط سیگار میکشیدند و آن را پاره کردند. گرگ در شلوار لباس های خاكی خود، لباس های چرم مصنوعی با جوراب های سفید و تی شرت های سفید نشسته، سیگار كشید و لبخند زد و دو سگ را از صدای بلوز و یا چیز دیگری لكنت كرد. Devon، که در عرق کامل پوشیده شده بود، و همچنین لبخند سیگار کشیدن، مرا به بالای میز من آورد. او کشوای بالا را باز کرد و به طور معمول کمی بیشتر از یک مداد و چند قطعه کاغذ بود، اما این بار نیز یک کتاب بود. اوه چه کتابی او آن را برداشت و آن را برای یک ثانیه مطالعه کرد. او آن را جذب کرد، مثل اینکه او مجبور بود خداحافظی کند. سیگار خود را در دهان خود بگذارید و آنرا درست کنید. â € œHere، این یک کتاب است که شما باید بخوانید. اما شما باید به من چیزی قول بدهید، مجبورید آن را به شخص دیگری بدهید وقتی که انجام شد. این یک کتاب است که نیاز به ادامه حرکت و لمس کردن به عنوان بسیاری از زندگی که ممکن است. \"او به من قول داد، و او در مورد آن جدی بود. من او را جدی گرفتم. تا زمانی که در کشتی دومم نبودم، آن را مطالعه نکردم. S / S â € œLouiseâ € Lykes. من در طول گذر از اقیانوس آن را خواندم؛ من آن را سه بار در یک ردیف خواندم. همانطور که برای هر کس دیگری در اطراف فلسفه ای که نشان دهنده آن بود، این امر به منزله یک وهابی بود. با این وجود من این را ندیدم. آه نه، در واقع من می توانم بگویم که من بیشتر از آنچه که در آن زمان در زندگی ام بود را بیشتر از من برداشت. آه خوب من نمی خواستم مثل Devon پرسید و کتاب را به شخص دیگری داد، هرگز از سه بار خواندن یک کلمه از آن را از اقیانوس اطلس نگذاشتم. می خواستم دین باشم. چه کسی نمی تواند؟ دین موریتی. بدون محدودیت، هیچ مجوز Bullet proof و در حال اجرا، دین آن مرد بود که همیشه از آنچه که در اواخر شب بود پس از آنکه من در تراشه های خود پول گرفته بود آگاهی داشتم و به هر روی در تمام طول زمان، به طور مرتب بر روی همه چیز تمرکز داشتم. همیشه خنک است، هیچ دلیلی وجود ندارد که پایه ها بارگیری شوند و Dean در خفاش. همه ما می دانیم که آن را از پارک بیرون می کوبیم، و به خاطر اینکه زیباترین دختر را می کشد، باعث می شود که آن را از پارک بیرون بکشد. من نمی دانستم چه چیزی نیل کاسیدی در آن زمان شبیه بود، پس برای من دین مانند گرگ هارپر بود؛ خشن، اما با زیبایی درونی است که زخم او را از بین می برد ...

مشاهده لینک اصلی
این یک توضیح جالب از یک شیوه زندگی بود، اما این یک داستان نبود. از آنجا که من در دنور زندگی می کنم، این کتاب جنبه های بسیاری دارد که نزدیک به خانه نزدیک می شود و من هنوز نمی توانم کمکتان کنم.

مشاهده لینک اصلی
من Kerouac را در کلاس دهم کشف کردم، درست زمانی که همه لگد به نظر می رسید خیره کننده ترین، و من فکر کردم بله! این زندگی دیوانه بوهمی است! و من ده سال بعد تلاش کرد تا بتنیک بماند. من از آتلانتا به فیلادلفیا اخطار دادم فقط به این دلیل که طبق این کتاب، نوعی از چیزهاست. هیچ کس واقعا در آن روزها مجازات نکرد. هیپی های قدیمی من را انتخاب کنید به دنبال سر و صدا. خب، و همچنین کامیون های نژادپرست، بعضی چیزها هرگز تغییر نمی کنند. من می توانستم مهره چپم را برای بعضی از بنزودرین بگذارم یا اینکه برای کسی حداقل برای توضیح دادن به من چه فکری کرد. (درست همانطور که من در این جلسه شکست خوردم، چون معلوم می شود که این مت است.) من حتی دنی موریاتیس را برای یادداشت صحنه نجاتی خریدم. این چقدر جدی است که من این کتاب را گرفتم. بنابراین شما می توانید این را درک کنید که به عنوان یک مرد 40 ساله ای که می گوید چیزهایی مانندMan، آن 11، من ضرب و شتم @ و به معنای @ خسته، @ من هیچوقت مشتاقانه به بازنویسی این. یک کتاب مرد جوان است. اوه، مستخدم شدن و صحبت کردن در مورد مار جهان ... به یاد داشته باشید وقتی که احساس خطر کرد، اما آن را کاملا کاملا احمقانه نیست - منظورم این است، اما نه همه چیزهای احمقانه بی معنی است و هیچ مشکلی با مار ندارند از جهان، ذاتا. من آن را در حال حاضر به عنوان یک هشدار. Kerouac 30 ساله بود، وقتی که آن را نوشت، و شما احساس ناامیدی: @ که در آن داستان من است @ شما احساس برخی از دستکاری، بیش از حد. دین Moriarty (نیل کاسیدی) یک مرد ناسازگار ذهنی است، و من فکر می کنم بیتز او را برای داستان استفاده کرد. وقتی جوان بودم از او الهام شدم؛ حالا برای او احساس بدی دارم من می بینم که انگشت باند کثیف. نه کرواك و نه كاسادی تا 50 سالگی زندگی كردند (هرچند كاسادی، به طرز شگفت آور، داستان دیگری در او داشت.) وقتی جوان بودم وقت خوبی بود؛ من خوشحالم که ایو فارغ التحصیل شد تا در حال حاضر انواع مختلفی از زمان های خوب را داشته باشد. اما این یک کتاب مرد جوان است. همه شما بتمن ها، بیرون بروید و بی رحمانه و بر روی مار دنیا نابود و ناامید شوید. یک ضربه زدن

مشاهده لینک اصلی
افرادی وجود دارند که کاملا آماده پذیرفتن هستند، من بیشتر شادمان هستم که با گذشت زمان، حتی یک هفته کامل در صورت نیاز، تا زمانی که آنها موافق باشند در مرزهای مناسب و قابل پیش بینی باقی بمانند . و اغلب این مرزها به وضوح توسط جلد کتاب که من آنها را پیدا کردم ثابت شده است. به نظر من، اگر شما شستن نیست و یا شما به طوری مست یا سنگسار و یا هر دو که شما می توانید به سرعت خواب خود را پیدا کنید به توالت برسید تا اطمینان حاصل کنید که جهان را از دست ندهید. من در صورتی که از صبح بیدار شوم سر خود را پایین بیاورم، مراقب خودم باشم، و شما خود را در معرض اثبات قرار می دهی که ملوانان ایالات متحده به عنوان عکس های دقیق به عنوان آنها خود را ساخته اند. من نگرانم اگر سوابق جاز خود را به طوری با صدای بلند بچرخانید که هر کودک خونخوار را در خیابان بیدار می کند تا در عرض کامل از ریه هایشان از نیمه شب تا 6 صبح - تا زمانی که همه از آن بچه ها و همه چیز دیگر که در آن خیابان زندگی می کنند که چشم های تلخ و نیمی از شب را خاموش می کند تا زمانی که جلد کتاب را می بندم. آه بله، من مفتخرم، Iâ € ™ این را قبول می کنم، به طور بی حد و حصر مستقیم می اندیشم تا هر زمان با کیفیت خوب با آقای کرواك و دوستان مختلفش خرج كنم. اگر من با آنها بودم شما دچار مشکل نشوید. مردی در صندلی عقب ماشین خود را با چشمان بسته تنگ تلاش برای تظاهر به خواب، حتی اگر من گوش دادن، گوش دادن به شدت. درست همانطور که قبلا می دانستم رانندگی بد، پلک های من را به همان اندازه قطع می کند، به شرط اینکه لامپ های مشابهی در زیر آن قرار داشته باشند. بله، بله، پیدا کردن رانندگی سخت ترین چیز را برای مقابله با. هرگز هیچ نوع اندازه گیری های عینی را انجام نداده یا مقایسه هایی را انجام داده اید که باید انجام شود، اما من فکر نمی کنم آلت تناسلی من به اندازه کافی کوچک باشد تا من به علت تصادف ماشین به مرگ نیاز داشته باشم تا بتوانم اثبات کنم انسانیت با این وجود، این رمان از یک میلیون تقلید خارج می شود. ممکن است این یک حقیقت غم انگیز اما واقعی باشد که شما در اینجا می گوید، اما شرط من این است که اساتید مجرب، ده گازیلیون بار بیش از Kerouac تا زمانی که از ضربان خود ساخته اند. آنها او را در فیلم و در کتاب و در آهنگ کپی کرده اند. و من در اینجا آماده ام که بدون تردید وجود دارد که برخی از این تقلید ها تقریبا به همان اندازه پپسی هستند و بعضی دیگر، بعضی ها بیشتر شبیه به نام Cola نام تجاری هستند، اما همیشه دیگران وجود دارند که نه تنها چیز واقعی، اما آنها حتی یک تکه از ویسکی اضافه شده - همه خالص و الهام گرفته شده است. کسانی که تقلید کننده ها را مانند اصلان مزه می کنند، یا این که آنها گوش های خود را به طوری که توسط شیطان به طرز شنیده اند (به طوری که آن را فقط به عنوان قدم زدن در وسط خیابان که در آن تمام چراغ های پست چراغ های خود را شکست، اما شما خوب است و شما به خوبی خواهید بود، زیرا درست در کنار شما تام وایس خود است، و آن را در انتظار یک سکسوفون ناله کم از یک پنجره باز از یک ساختمان مستاجر اینجا - در مورد - مانند او آن شب در مسیر نه از Nighthawks در Diner). این یک کتاب تحت تاثیر ریتم های جاز است و تقریبا در هر جمله نشان می دهد. او حتی یکی از تمام آهنگ های مورد علاقه من را ذکر می کند، در حالی که در جایی در شب ویژه ای به سر می برد. نسخه بیلوی تعطیلات مرد عنکبوتی در سرش قرار می گیرد (و می توانید یک ترانه بهتر را تصور کنید آیا در آن جا گیر کرده اید؟) این کتاب دشوار است اگر بدون موسیقی متن فیلم Dizzy Gillespie یا Monk Thelonious Monk یا حتی بانوی خود را در سر خود بچسبانید، اما ممکن است آواز بخواند، شاید فقط یک انگشتی در برخی از خارج از پیانو به طور پیوسته در حالیکه مرد باس ضربه هایش را نیمهتمام، نیمه دلخواه و نه بیشتر می کند. بیا اینجا و من یک کورمن برای این پیانو پیدا کنم با این حال، همیشه اینجا موسیقی، موسیقی زیادی وجود دارد. و من اهمیتی نمی دهم فقط در مرجع، اما در ضرب و شتم کلمات به عنوان آنها در صفحه. مسیح، شاید حتی به عنوان باقی مانده صدا از ضربه زدن به کلید ضربه زدن به کاغذی که در یک handwriting machine handwritten شده است. آه بله، آه بله، به عنوان من گفتم، من فقط برای جنون از همه این راست، درست است. صحنه جنایی دیوانه وار به پایان رسید و دختران جوان امریکای لاتین گچ می کردند و با انتظارات کمی بیشتر از پول کافی برای خرید یک بسته سیگار گود می کردند و حتی اگر احتمالا خیلی بیشتر از آن دریافت می شد، می دانستید ، در نهایت، حتی اگر هیچ کس به نظر نمی رسید بداند چقدر در واقع صرف شده بود. از همان ابتدا، از همه این فرشتگان فرشته ی کوچک بسیار قدردان بود. بله، این برای من بسیار ضروری و ضروری بود که خیلی ضعیف و خسته کننده بودم. من تلاش کردم و برای این دختران جوان احساس کردم و برای آنچه که از آنها گرفته شده بود برای مشت پر از کاغذ ارزش تقریبا هیچ چیز بود. تعداد زیادی از آن وجود داشت - بسیاری از انواع چیزهایی که پسران خوب و کارکنان خوب و پدران خوب مبارزه علیه و مبارزه با آن و پیدا کردن فقط بیش از حد مقابله. و من نمی توانم هر گونه روحی روانی خود را در مورد خواسته های سرکوبگر بخوانم. من در تلاش نیستم از آنچه می خواهم فرار کنم ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب در راه


 کتاب فراسوی زنجیرهای پندار
 کتاب پیانوی خودنواز
 کتاب رنگین کمان
 کتاب در پانسیون اعیان
 کتاب خروج از هنرمند گرسنگی/هنرمند گرسنگی
 کتاب قصه ها و افسانه های برادران گریم